شیعیان افغان شهید دیگری به حضرت زینب(س) تقدیم کردند

خبرگزاری فارس نوشت :


برخی از اعضای گروهک تروریستی جبهة النصرة در صفحات شخصی مدعی شدند که سر شهید رضا اسماعیلی ابتدا با رد شدن خودروی یکی از تکفیریون وحشی از روی آن٬ جدا و سپس با چاقو به صورت کامل بریده شده است.

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از ابنا، از زمان آغاز بحران سوریه در سال 1390 (2011 میلادی) مردم و کشور سوریه شاهد ورود گروه‌های مسلح تروریستی از کشورهای مختلف جهان از جمله کشورهای همجوار سوریه به این کشور بوده است.

این گروه‌های تروریستی علاوه بر جنایات فجیع و آدم کشی های فراوان، به بقعه ها و مقدسات اسلامی هم رحم نمی کنند. حمله به حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س)، تخریب و نبش قبر جناب حجر بن عدی، تعرض به مقبره ابوذر غفاری و اویس قرنی و ... از این حملات بوده است. همچنین تروریست های تکفیری در خرداد سال گذشته در حمله‌ای جدی و خطرناک تلاش داشتند تا با یک کامیون بمب‌گذاری شده حرم مطهر حضرت زینب(س) را منفجر کنند اما این کامیون پیش از ورود به ترمینال خودروهای نزدیک به حرم مطهر منفجر شد و این عملیات انتحاری ناکام ‌ماند.

در همین راستا٬ شیعیان کشورهای مختلف برای دفاع از حرم حضرت زینب و رقیه سلام الله علیهما٬ بقاع متبرکه و مناطق شیعه نشین سوریه با تشکیل گردان‎هایی فعالیت خود را آغاز کردند؛ که "کتائب اهل الحق"٬ "فاطمیون"٬ "خدام العقیلة"٬ "ذوالفقار" و "اباالفضل العباس" از جمله آنها است.

گردان فاطمیون که متشکل از شیعیان افغانستان می‎باشد٬ عملکرد قابل توجهی در صیانت از مقدسات اسلامی در سوریه دارد و در آذرماه سال جاری هم مراسم تشییع پیکر 10 تن از شهدای این گردان در شهرهای قم، مشهد، اصفهان و تهران برگزار شد.اما اخیراً اخبار حکایت از آن دارد که تروریست های تکفیری راه و روش عبیدالله بن زیاد را پیش گرفته و به طرز وحشیانه‎ای سر یک مدافع حرم حضرت زینب(س) به نام «رضا اسماعیلی» که عضو گردان "فاطمیون" بود از بدن جدا کردند و آن را به رسم اسلافشان ـ یزید و عبیدالله ـ در طَبَق قرار دادند.

خبرگزاری ابنا برای اطلاع از صحت و سقم این ماجرا٬ با یکی از اعضای گردان فاطمیون به گفتگو پرداخت ولی به دلیل مسایل امنیتی٬ از انتشار نام واقعی وی اجتناب کرده و وی را با نام جهادی "ابو حیدر" معرفی می‎کند.

این عضو گردان فاطمیون اظهار داشت: شهید رضا اسماعیلی یکی از شیعیان افغانستانی مقیم ایران بود که حدوداً 19 سال سن داشت و چهره‎اش حقیقتاً از معصومیت خاصی برخوردار بود.

ابو حیدر با اشاره به اینکه "این شهید در دانشگاه فردوسی مشهد به تحصیل علم می‎پرداخت" خاطرنشان کرد: رضا جوانی برازنده و ورزشکار بود که نایب قهرمانی وزن 55 کیلوگرم پرورش اندام استان خراسان رضوی را نیز در کارنامه داشت.



وی در ادامه گفت: شهید اسماعیلی مدت ها پیش به عنوان مدافع حرم حضرت زینب(س) داوطلب اعزام به سوریه شد و به زمره فاطمیون پیوست و بسیار سریع فنون رزم را آموخت.

این مدافع حرم حضرت زینب(س) درمورد ماجرای شهادت این شهید والا مقام گفت: هفته پیش بود که برای باز پس گیری شهرک شیعه نشین "زمانیه" واقع در غوطه شرقی از چنگال گروه های تکفیری درگیری شدیدی رخ داد و هر روز فقط چند ساعت آتش بس داشتیم. در یکی از این آتش بس ها متوجه عدم حضور یکی از نیروها شدیم که شهید اسماعیلی برای جستجوی او به محل درگیری رفت.

ابو حیدر اضافه کرد: رضا در حین جستجوی نیروی مفقود شده٬ با نیروهای دشمن درگیر و سپس زخمی ‎شد. متأسفانه وی به دلیل شدت مجروحیت توان بازگشت نداشت و اسیر تکفیریون می‎شود.





این عضو گردان فاطمیون درباره سرنوشت جنگ غوطه گفت: صبح یکشنبه گذشته ـ ششم بهمن ماه 1392ـ توانستیم شهرک زمانیه را از دست این قوم ظالم نجات دهیم و سریعاً منطقه را برای پیدا کردن نیروهای مفقود و شهید خود واکاوی کردیم.

این مدافع حرم حضرت زینب(س) با تاکید بر اینکه "9 تن از تروریست ها را به اسارت گرفتیم" به خبرنگار ابنا گفت: پیکر مطهر رضا اسماعیلی را درحالی یافتیم که سری بر بدن نداشت و این موضوع همگان را به گریه انداخت. تا همین الان که با شما صحبت می کنم نتوانستیم سر بریده شده رضا را پیدا کنیم.

ابو حیدر با بیان اینکه "رضا لیاقت اینگونه شهادت را داشت" تصریح کرد: پس از پایان درگیری وقتی به منطقه زینبیه رسیدم٬ دوستان از انتشار تصویر سر بریده رضا به وسیله تروریست ها خبر دادند. من هنوز هم نتوانسته ام آن عکسها را مشاهده کنم چراکه هرگز تحمل دیدنش را ندارم.

عضو گردان فاطمیون خاطرنشان کرد: تا آنجایی که اطلاع دارم٬ پیکر بی سر شهید رضا اسماعیلی دوشنبه 7 بهمن  برای خانواده اش که از مهاجرین افغانی هستند به ایران فرستاده شد.

گفتنی است درباره نحوه شهادت شهید رضا اسماعیلی٬ برخی صفحات شخصی اعضای گروهک تروریستی جبهة النصرة در شبکه های اجتماعی مدعی شدند که سر شهید ابتدا به صورت نیمه و با رد شدن خودروی این تکفیریون وحشی از روی آن٬ جدا و سپس با چاقو به صورت کامل بریده شد.

20 حدیث از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدمصطفی .ص.


20 حدیث از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدمصطفی .ص.

1ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:

لا تُضَيِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلي اللّهِ أنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ.

وسائل الشّيعة، ج 4، ص 30

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بي اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.

2ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : مَنْ مَشي إلي مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَة خَطاها حَتّي يَرْجِعَ إلي مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحي عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.

وسائل الشّيعة، ج 5، ص 201

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: هر كس قدمي به سوي يكي از مساجد خداوند بردارد، براي هر قدم ثواب ده حسنه مي باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هايش پاك مي شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مي يابد.

3ـ بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - جالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ، إذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّي، فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلي غَيْرِ ديني.

وسائل الشّيعة، ج 4، ص 31، ح 443

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: رسول خدا - صلي الله عليه وآله - در مسجد نشسته بود كه شخصي وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و ركوع و سجودش را كامل انجام نمي داد و عجله و شتاب مي كرد.حضرت فرمود: كار اين شخص همانند كلاغي است كه منقار بر زمين مي زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است.

4ـ قالَ رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - لِعَلي - عليه السلام - :

أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظير لي إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَكَ إلاّ أنَا.

تفسير البرهان، ج 4، ص 184

رسول خدا - صلي الله عليه وآله - به امام علي - عليه السلام - فرمود: من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبليغ و هدايت مي نمايم; و تو وجه اللّه مي باشي، كه امام و مقتداي (بندگان خدا) خواهي بود، پس نظيري براي من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نيست مگر من.

5ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : يا أباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُ الْكافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ كَيْفَ لايَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.

بحارالأنوار، ج 74، ص 80، ح 3

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: اي ابوذر، دنيا زندان مؤمن و بهشت كافران است، مؤمن هميشه محزون و غمگين مي باشد، چرا چنين نباشد و حال آن كه خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهايش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است.

6ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : يا عَلي! اِفْتَحْ طَعامَكَ بِالْمِلْحِ، فَإنَّ فيهِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعينَ داء، مِنْها:

الْجُنُونُ وَ الْجُذامُ وَ الْبَرَصُ وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ الاْضْراسِ وَ وَجَعُ الْبَطْنِ.

بحارالأنوار، ج 63، ص 398، ح 20

رسول خدا - صلي الله عليه وآله - به امام علي - عليه السلام - فرمود: غذاي خود را با (تناول نمودن كمي) نمك شوع نما، همانا كه در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، كه ديوانگي، پيسي، جُذام، درد و ناراحتي هاي حلق، دندان ها; و شكم و معده از آنها مي باشد.

7ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ.

من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 353، ح 5762

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: بدترين افراد كسي است كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او آن كسي خواهد بود كه آخرت خود را براي دنياي ديگري بفروشد.

8ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : ثَلاثَةٌ أخافُهُنَّ عَلي اُمتَّي:

ألضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.

بحارالأنوار، ج 10، ص 368، ح 15

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: در سه چيز براي امّت خود احساس خطر مي كنم: گمراهي، بعد از آن كه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند. گمراهي ها و لغزش هاي به وجود آمده از فتنه ها. مشتهيات شكم، و آرزوهاي نفساني و شهوت پرستي.

9ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلي الاخِرَةِ:

عُقُوقُ الْوالِدَيْنِ، وَ الْبَغْيُ عَلَي النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْحْسانِ.

بحارالأنوار، ج 70، ص 373، ح 7

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مي باشد و به قيامت كشانده نمي شود: ايجاد ناراحتي براي پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسي در مقابل كارهاي نيك ديگران.

10ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.

بحارالأنوار، ج 90، ص 291، ح 11

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: عاجز و ناتوان ترين افراد كسي است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل ترين اشخاص كسي خواهد بود كه از سلام كردن خودداري نمايد.

11ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : إذا تَلاقَيْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْليمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِإلاسْتِغْفارِ.

بحارالأنوار، ج 73، ص 4، ح 13

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود:

هنگام بر خورد و ملاقات با يكديگر سلام و مصافحه نمائيد و موقع جدا شدن براي همديگر طلب آمرزش كنيد.

12ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : بَكِرُّوا بِالصَّدَّقَةِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لا يَتَخَطاّها.

بحارالانوار، ج 93، ص 177، ح 8

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود:

صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمائيد چون كه بلاها و آفت ها را بر طرف مي گرداند.

13ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : يُؤْتَي الرَّجُلُ في قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَةُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ يَدَيْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَةُ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ دَفَعَهُ مَشْيُهُ إلي الْمَسْجِدِ.

مسكّن الفؤاد، ص 50

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: هنگامي كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاي سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مي گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و كارهاي نيك مانع آن مي باشد. و چنانچه از پائين پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوي مسجد مانع آن خواهد گشت.

14ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : عَلَيْكُمْ بِمَكارِمِ الاْخْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَني بِها، وَ إنَّ مِنْ مَكارِمِ الاْخْلاقِ: أنْ يَعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِيَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ أنْ يَعُودَ مَنْ لايَعُودُهُ.

بحارالأنوار، ج 66، ص 375، ح 24

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: بر شما باد رعايت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و ـ بعضي از ـ آن ها عبارتند از: كسي كه بر تو ظلم كند ـ به جهت غرض شخصي ـ او را ببخش، كسي كه تو را نسبت به چيزي محروم گرداند كمكش نما، با شخصي كه با تو قطع دوستي كند رابطه دوستي داشته باش، شخصي كه به ديدار تو نيايد به ديدارش برو.

15ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : مَنْ وَجَدَ كَسْرَةً اَوْ تَمْرَةً فَأكَلَهَا لَمْ يُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّي يَغْفِرَاللّهُ لَهُ.

بحارالأنوار، ج 63، ص 430، ح 12

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود:

هر كس تكّه اي نان يا دانه اي خرما در جائي ببيند، و آن را بردارد و ميل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مي گيرد.

16ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : ما تَواضَعَ أحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ.

بحارالأنوار، ج 72، ص 120، ح 7

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود:

كسي اظهار تواضع و فروتني نكرده، مگر آن كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشيده است.

17ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، كانَ لَهُ بِكُلِّ يَوْم صَدَقَةٌ.

بحارالأنوار، ج 100، ص 151، ح 17

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود:

هر كس بدهكار ناتواني را مهلت دهد براي هر روزش ثواب صدقه در راه خدا مي باشد.

18ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : ما مِنْ هُدْهُد إلاّ وَ في جِناحِهِ مَكْتُوبٌ بِالِسّرْيانيَّةِ «آلُ مُحَمَّد خَيْرُ الْبَريَّةِ

بحارالأنوار، ج 27، ص 261، ح 2

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: هيچ پرنده اي به نام هدهد وجود ندارد مگر آن كه روي بال هايش به لغت سرياني نوشته شده است: آل محمّد (صلوات الله عليهم اجمعين) بهترين مخلوق روي زمين مي باشند.

19ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : يَأتي عَلي النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلي دينِهِ كَالْقابِضِ عَلي الْجَمَرِ.

بحارالأنوار، ج 28، ص 47، ح 9

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: زماني بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دين ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.

20ـ قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : سَيَأتي زَمانٌ عَلي اُمتَّي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما يَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَةِ أشْياء: الاْوَّلُ: يَرَفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أمْوالِهِمْ، وَ الثّاني: سَلَّط اللّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً جائِراً، وَ الثّالِثُ: يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا إيمان.

مستدرك الوسائل، ج 11، ص 376، ح 131

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: زماني بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گريزان شوند همان طوري كه گوسفند از گرگ گريزان است، خداوند چنين جامعه اي را به سه نوع عذاب مبتلا مي گرداند:

1 ـ بركت و رحمت خود را از اموال ايشان برمي دارد.

2ـ حكمفرمائي ظالم و بي مروّت را بر آن ها مسلّط مي گرداند.

3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بي ايمان از اين دنيا خواهند رفت.

امام صادق(ع) و جهاد فرهنگی

امام صادق(ع) و جهاد فرهنگی

شناخت پيشوايان الهي و پيروي از آنان، بدون آشنايي با کارنامه رهبران ديني امکان‌پذير نيست، از اين رو همه ما دوست داريم از انديشه‌ها، مواضع و اخلاق و سيره آنان آگاه شويم.

راستي امام صادق(ع) به چه آرمان‌هايي مي‌انديشيدند؟ چه اهدافي را جستجو مي‌کردند؟ چه اقداماتي انجام دادند؟ چگونه برنامه‌ريزي مي‌کردند؟ به چه اموري اولويت مي‌دادند؟ مخالفان ايشان چه کساني بودند؟ چرا با ايشان مخالفت مي‌کردند؟

امام در رابطه با خدا چه حالتي داشتند؟ چه مي‌گفتند و چه مي‌کردند؟

در برابر دوستان و هواداران خويش چه اقداماتي داشتند؟ با اقشار گوناگون اجتماعي چگونه رفتار مي‌کردند؟

نسبت به کفر جهاني و «نظام شرک» چه مواضعي اتخاذ مي‌کردند؟ در برابر دولت‌هاي نفاق و ستمگران عصر خويش چگونه مقاومت مي‌کردند؟ براي دنياي امّت اسلامي چه کردند؟ براي آخرت آنان چه گام‌هايي برداشتند؟ اين سؤالات، مي‌تواند «کليد معرفت» نسبت به ساحت قدسي آن بزرگوار باشد. شناخت بهتر پيشوايان و هر چهره تاثيرگذار تاريخي بستگي به طرح درست پرسش‌ها و جستجوي دقيق شواهد و نشانه‌هاي باقي مانده از سخن و سيره وي دارد.

امامان معصوم(ع) از آنجا که حلقه‌هاي يک زنجيره هدايتي و چراغ‌هاي فروزان يک نظام مديريتي هستند، شناخت هر کدام از ايشان به شناخت بهتر ديگري کمک فراوان مي‌کند.

اما با توجه به تفاوت شرايط اجتماعي، تحولات سياسي، اقتصادي، فرهنگي، عملکرد و روش پيشوايان معصوم(ع) متفاوت بوده است. همه رهبران الهي «مرزبان فرهنگ» توحيد‌اند ولي نقطه‌هاي هجوم و شيوه‌هاي هجوم و ابزار‌هاي تهاجم متفاوت است.

تمام امامان عترت(ع) «مفسّران قرآن» و وحي الهي‌اند، ولي نياز جامعه هر روز تفسير آيه‌اي خاص و زدودن انديشه‌هاي انحرافي منتشر شده در روزگار آنان است.

تمام امامان «نگهبان حدود الهي» و «حقوق امت» اسلام‌اند ولي زاويه‌هاي حمله سلاح‌ها و شعارها هر روز تغيير مي‌کند. در عصر صادق آل محمد(ع) سه مشکل بزرگ جامعه را تهديد مي‌کرد و بين امت مسلمان و انديشه‌هاي توحيدي و راه و رسم مسلماني فاصله مي‌انداخت.

1-    انحراف عقيدتي

2-    انحراف سياسي

3-    انحراف اخلاقي

توسعه سياسي و آزادي‌هاي باصطلاح فرهنگي تا حدّ هرج و مرج اخلاقي، خردگرايي بدون تکيه بر وحي الهي، جعل حديث و فهم نادرست و ناقص سخنان نبوي(ص) پيدايش روش قياس و استحسان در اجتهاد و دين شناسي، ظهور غاليان و صوفيان و خوارج و ساير فرق و گسترش تفکّر آنان در اقطار گوناگون بلاد اسلامي، ظهور مدعيان فقاهت و اجتهاد و حمايت قدرتمندان از آنان در برابر انديشه‌هاي اصيل قرآني، دامن زدن سياست بازان به مباحث سرگرمي‌آفرين عقيدتي، توفاني از گرد و غبار فرهنگي پديد آورده بود که شناخت حق از باطل و دين از بي‌ديني را دشوار مي‌نمود.

روشنگري‌هاي امام صادق(ع) در برابر فرق و مذاهب انحرافي، بر اساس عقل و قرآن و سنت نبوي(ع) و مناظرات علمي آن بزرگوار و ياران پرورش يافته آن حضرت، باران رحمتي بود که گرد و غبار جهل و غرور و فريب و نيرنگ را از آسمان زندگي امت اسلامي شست و امکان ديدن خورشيد حقيقت را فراهم ساخت.

گاهي طرح مسائل علمي و فلسفي و اجتماعي، تلاشي براي شناخت حقيقت و گشودن گرهي از مشکلات دنيا و آخرت مردم نيست. نمايشگاه قدرت ذهن و زبان فيلسوفان و دانشمندان و مايه سرگرمي جوانان محسوب مي‌شود، در اين گونه شرايط ورود مردم به اين تالار‌هاي پر زرق و برق علمي و فلسفي و ميادين ورزشي نياز دنيا و آخرت آنان را تأمين نمي‌کند؛ بلکه بر جدال و مراء مطبوعاتي و رسانه‌اي مي‌افزايد.

امام صادق(ع) با دعوت به سکوت و عدم طرح اين مباحث براي گروه‌هايي که توان تشخيص لازم ندارند، بازار فضل‌فروشي را بي‌رونق مي‌کرد و از اختلاف و پراکندگي پيروان خويش جلوگيري مي‌فرمود.

روزي امام صادق(ع) به زراره فرمود:

اعطيک جملة في القضا و القدر؟ قال زراره نعم جعلت فداک. قال له: اذا کان يوم القيامة و جمع الله الخلايق سئلهم عمّا عهد اليهم و لم يسئلهم عمّا قضي عليهم؛ يک جمله درباره قضا و قدر (بحث جنجالي آن روز) برايت بگويم. زراره گفت: آري قربانت گردم. حضرت فرمود: روز قيامت که خدا همه خلق را گرد مي‌آورد، از آنچه بدان عهد و پيمان مي‌پرسد از قضا و قدر خويش درباره آن نمي‌پرسد.

به نظر اين جانب تقسيم‌بندي‌هاي جامعه در ميادين ورزشي به طرفداران اين تيم و آن تيم و رقابت کشور‌ها و تيم‌ها نمونه‌اي از اين اقدامات سرگرم‌ساز و اختلاف آفرين است که نسل جوان را از وظايف الهي و اجتماعي خويش باز مي‌دارد، و روز قيامت از تعداد گل‌ها و بازي‌ها و ليگ‌ها از ما نخواهند پرسيد؛ ولي در برابر مظلوميت امت اسلامي در عراق و افغانستان و فقر و رنج مسلمانان و انسان‌هاي بي‌گناه در جهان بايد پاسخ‌گو باشيم.

امام صادق(ع) شرايط را براي به دست گرفتن قدرت سياسي آماده نمي‌ديد زيرا رهبري الهي و معنوي بدون «جهاد فرهنگي» امکان‌پذير نيست، ستمگران، ممکن است از انقلاب نظامي و کودتا آغاز کنند و اندک اندک مردم را با زور و پول با اهداف دنيوي خويش هماهنگ سازند؛ ولي رهبري الهي و نظام امامت و توحيد، بر اساس آگاهي و آزادي انسان‌ها بنياد شده است و بدون دعوت فرهنگي و انقلاب فرهنگي نظام امامت و رهبري ديني و دولت اسلامي شکل نمي‌گيرد.

در فرهنگ طاغوتي، هر چه مردم با فضائل انساني فاصله بگيرند و در دو بخش آگاهي و آزادي و روشن‌بيني و قدرت اراده مسخ شوند، بهتر در اختيار ستمگران قرار مي‌گيرند و گوش به فرمان‌تراند.

جهل و بي‌سوادي، فساد و ابتذال اخلاقي، شرط موفقيت طاغوت‌ها و لازمه اقتدار اجتماعي آنهاست. ولي در نظام‌هاي الهي، هر چه آگاهي‌ها افزون‌تر افق نگاه‌ها بازتر و اراده‌ها استوارتر و تقوا بيشتر باشد، ارکان اقتدار نظام اسلامي پايدارتر است. رهبران نظام‌هاي الهي به توحيد، آزادي، آگاهي، جهاد و اتحاد و عدالت جهاني مي‌انديشند، و رهبران نظام‌هاي طاغوتي، اخلاق بردگي، بي‌خبري، تبعيض، تفرقه و رفاه و تنبلي را ترويج مي‌کنند. امام صادق(ع) همکاري با اين گونه سيستم‌ها را بشدّت تحريم مي‌کند و درآمد حاصل از همکاري با آنان را «سُحت» و حرام خواري مي‌داند.

قال ابوعبدالله.ع.

السحت انواع کثيرةُ منها ما اُصيب من اعمال الولاة الظلمه و منها اجور القضاة و اجور الفواجر، و ثمس الخمر و النبيذ المسکر و الرّبا بعد البيّنة امّا الرشا يا عمّار في الاحکام فان ذالک الکفر بالله العظيم و برسوله؛ حرام‌خواري (سُحت) انواع زيادي دارد. درآمد حاصل از همکاري با حاکمان ظالم، کارمزد قاضيان (اين نظام‌ها) کارمزد بدکارگان، قيمت شراب و نوشابه‌هاي سکرآور و ربا پس از اعلام حکم الهي هم سحت و حرام است. امّا رشوه ـ اي عمار ـ براي تغيير احکام براستي اين کفر به خداي بزرگوار و رسول اوست.

امام صادق(ع) در اهميت عدم همکاري با نظام‌هاي طاغوتي به يونس بن يعقوب از اصحاب خويش فرمود: لا تعنهم علي بناء مسجدٍ؛ در ساخت مسجدي هم به آنان کمک نکن.

يا در مورد ديگر آن بزرگوار مي‌فرمايد: من سوّد اسمه في ديوان ولد سابع حشره الله خنزيراً؛هر کس در ديوان (بني عباس) نام‌نويسي کند خدا او را خوک محشور خواهد کرد.

ابعاد جهاد فرهگی

جهاد فرهنگي کاري دشوار و حساس‌تر از جهاد نظامي است و تداوم بيشتر و هماهنگي افزون‌تر و دانش و هنر بيشتر لازم دارد.

اصلاح انديشه‌هاي جامعه، اصلاح احساسات عمومي، اصلاح اخلاق و روحيات مردم، اصلاح فرهنک و رسوم مردمي، اصلاح برداشت‌هاي نادرست از قرآن، اصلاح برداشت‌ها از احاديث نبوي(ص)، تکميل و اصلاح اطلاعات جامعه از اوضاع اجتماعي، اصلاح رسانه‌هاي و عناصر تأثيرگذار بر فرهنگ عمومي، اصلاح مواد و متون و مدرسان و استادان نظام آموزشي، اصلاح روش‌هاي تحقيق و تأليف و تبليغ و تدريس و اطلاع رساني، همه تحولاتي است که در جهاد فرهنگي بايد مورد توجه قرار گيرد.

امام صادق(ع) در برابر جامعه‌اي قرار داشت که بازسازي آن در زمينه‌هاي ده‌گانه فوق ضرورت داشت، توده‌هاي مردم از يک سو بايد بر اساس انديشه‌هاي الهي تربيت مي‌شدند، سردمداران قدرت سياسي بيشترين محدوديت‌ها را براي امام و ياران وي فراهم مي‌آوردند، سران مذاهب انحرافي و قدرت‌هاي فرهنگي امام صادق(ع) را رقيب شکست‌ناپذير خويش در عرصه علم و دانش مي‌ديدند، و دنيازدگان و سران اقتصادي جامعه، بي‌توجه به حلال و حرام الهي به رفاه و آسايش خويش مي‌انديشيدند. در اين شرايط امام صادق(ع) با تکيه بر قرآن و رهنمود‌هاي نبوي(ص) جهادي بزرگ را آغاز مي‌کند که همه را يک جا مورد هجوم قرار داده است.

عبد المومن انصاري از امام صادق نقل کرده که آن بزرگوار فرمود:

قال رسول الله .ص.

«انّي لعنت سبعة لعنهم الله و کل نبيٍ مجاب قبلي. فقيل: و من هم يا رسول الله؟ فقال:

1.     الزائد في کتاب الله؛

2.     و المکذب بقدر الله؛

3.     و المخالف لسنَتي ؛

4.     والمستحل من عترتي ما حرّم الله؛

5.     والمتسلط بالجبريّهِ ليعز من اذل الله و يذّل من اعزّ الله؛

6.     والمستأثر علي المسلمين بفيئهم مستحلاً له؛

7.     والمحرّم ما احّل الله ـ عزّوجل ـ

پيامبر خدا(ص) فرمود:

هفت گروه‌اند که من و هر پيامبر مستجاب الدعوه‌اي قبل از من لعنت کرده است، گفتند: آنان کيانند، حضرت فرمود:

1. کسي که بر کتاب خدا چيزي بيفزايد. 2. کسي که برنامه‌ريزي خدا را تکذيب کند. 3. کسي که با سنت من مخالفت کند. 4. کسي که تجاوز به حقوق و حرمت عترتم را حلال بشمارد. 5. کسي که به زور، قدرت را به دست گيرد تا عزيزان الهي را ذليل و خوارشدگان خدا را عزيز کند. 6. کسي که اموال عمومي مسلمين را به دارد و دسته خويش اختصاص دهد. 7. کسي که حقوق و ازادي‌هاي خدايي را از مردم سلب کند.

اخلال در منابع فکر و انديشه اسلامي، تکذيب برنامه‌ريزي الهي در جهان آفرينش، مخالفت با سيره و سنت نبوي در زندگي اجتماعي، تضعيف جايگاه پاسداران قرآن و سنت پيامبر و اهل بيت آن بزرگوار، سلطه استبدادي و عزل و نصب‌هاي ناهماهنگ با دستورات الهي، انحصارطلبي در اموال عمومي، تحريم حلال‌هاي الهي، عصاره و زير بناي تمام انحرافات عقيدتي و اخلاقي و سياسي و اجتماعي است.

جهاد فرهنگي امام صادق(ع) برافراشتن رايت توحيد و عدالت و امامت به طور همزمان بود. که با کمال تأسف هنوز ابعاد آن ناشناخته است. تا دانشنامه بزرگ امام صادق(ع) و تک تک پيشوايان اسلام تدوين نشود و کارنامه عبادي، کارنامه فرهنگي، کارنامه سياسي و کارنامه اقتصادي و کارنامه خدمات اجتماعي و فعاليت‌هاي نظامي و حتي کارنامه آموزش بهداشت و درمان در زندگي اين پيشواي بزرگ مذهب جعفري تدوين نگردد، غبار مظلوميت بر چهره قدسي آن بزرگوار خواهد بود و حتي در ميان پيروان خويش ناشناخته خواهد ماند. جهل زدايي، غفلت زدايي، تحريف‌زدايي، دروغ‌زدايي و جمود‌زدايي از سيره و سخنان ان بزرگوار، رسالتي است که بر دوش حوزه‌ها و دانشگاه‌هاي بلاد اسلامي سنگيني مي‌کند، و مسؤلان فرهنگ جامعه اسلامي با ياري هنرمندان متعهد و دانشوران اين دو نهاد مهم مي‌توانند در معرفي صادق آل محمد بکوشند. و به جاي اين همه تبليغات ورزشي فرهنگ کار و توليد و دانش و ايمان را ترويج کنند.

10 حدیث از امام صادق .ع.

10 حدیث از امام صادق .ع.

1- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : حَديثي حَديثُ أبي، وَ حَديثُ أبي حَديثُ جَدي، وَ حَديثُ جَدّي حَديثُ الْحُسَيْنِ، وَ حَديثُ الْحُسَيْنِ حَديثُ الْحَسَنِ، وَ حَديثُ الْحَسَنِ حَديثُ أميرِالْمُؤْمِنينَ، وَ حَديثُ أميرَالْمُؤْمِنينَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ (صلي الله عليه وآله وسلم)، وَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

بحارالأنوار، ج 2، ص 178، ح 28

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: سخن و حديث من همانند سخن پدرم مي باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نيز مانند سخن حسين و نيز سخن او با سخن حسن يكي است و سخن حسن همانند سخن اميرالمؤمنين علي و كلام او از كلام رسول خدا مي باشد، كه سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.

2- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام:

مَنْ حَفِظَ مِنْ شيعَتِنا أرْبَعينَ حَديثاً بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقيامَةِ عالِماً فَقيهاً وَلَمْ يُعَذِّبْهُ.

أمالي الصدوق، ص 253

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: هركس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند ـ و به آن ها عمل نمايد ـ، خداوند او را دانشمندي فقيه در قيامت محشور مي گرداند و عذاب نمي شود.

3-قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : قَضاءُ حاجَةِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّة مُتَقَبَّلة بِمَناسِكِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَة لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس في سَبيلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.

أمالي الصدوق، ص 197

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: برآوردن حوائج و نيازمندي هاي مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادي هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.

4- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام:

أَوَّلُ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 34 ح 442

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: اوّلين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند پيرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقيه عبادات و اعمالش نيز پذيرفته مي گردد وگرنه مردود خواهد شد.

5- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : إذا فَشَتْ أرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَةٌ: إذا فَشا الزِّنا كَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِكَتِ الزَّكاةُ هَلَكَتِ الْماشِيَةُ، وَ إذا جارَ الْحُكّامُ فِي الْقَضاءِ اُمْسِكَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِكُونَ عَلَي الْمُسْلِمينَ.

وسائل الشيعة، ج 8 ص 13

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: هنگامي كه چهار چيز در جامعه شايع و رايج گردد چهار نوع بلا و گرفتاري پديد آيد: چنانچه زنا رايج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهاني ـ فراوان شود. چنانچه زكات و خمسِ اموال پرداخت نشود حيوانات نابود شود. اگر حاكمان جامعه و قُضات ستم و بي عدالتي نمايند باران ـ رحمت خداوند ـ نمي بارد. و اگر اهل ذمّه تقويت شوند مشركين بر مسلمين پيروز آيند.

6- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : مَنْ عابَ أخاهُ بِعَيْب فَهُوَ مِنْ أهْلِ النّارِ.

بحارالأنوار، ج 75، ص 260، ح 58

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود:

هركس برادر ـ ايماني خود را برچسبي بزند و او ـ را متّهم كند از اهل آتش خواهد بود.

7-  قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : الصَّمْتُ كَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَيْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.

مستدرك الوسائل، ج 9، ص 16، ح 4

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: سكوت همانند گنجي پربهاء، زينت بخش حلم و بردباري است; و نيز سكوت، سرپوشي بر آبروي شخص نادان و جاهل مي باشد.

8- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : اِصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَّيَنُ لَكَ.

وسائل الشيعه، ج 11، ص 412

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: با كسي دوستي و رفت و آمد كن كه موجب عزّت و سربلندي تو باشد، و با كسي كه مي خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائي مي كند همدم مباش.

9- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : كَمالُ الْمُؤْمِنِ في ثَلاثِ خِصال:

الْفِقْهُ في دينِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَي النّائِبَةِ، وَالتَّقْديرُ فِي الْمَعيشَةِ.

أمالي طوسي، ج 2، ص 279

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: شخصيّت و كمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احكام دين، صبر در مقابل شدايد و ناملايمات، زندگي او همراه با حساب و كتاب و برنامه ريزي دقيق باشد.

10- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : عَلَيْكُمْ بِإتْيانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُيُوتُ اللهِ فِي الاْءرْضِ، و مَنْ أتاها مُتَطَهّراً طَهَّرَهُ اللهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ كُتِبَ مِنْ زُوّارِهِ.

وسائل الشيعة، ج 1، ص 380، ح 2

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون كه آن ها خانه خداوند بر روي زمين است; و هر كسي كه با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهير مي نمايد و در زمره زيارت كنندگانش محسوب مي شوند.

توصیه‌هایی از مرحوم آیة الله بهجت در باب زیارت امام رضاع

توصیه هایی از مرحوم آیت الله بهجت .ره. در باب زیارت امام رضا .ع.

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«
أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

2-- زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

3- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

4-همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

.....از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم !!!

5- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

6-  حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

در روز عاشورا مقداری از گِل پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

7- پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«
در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم
.

شهید حسین غلام کبیری اولین شهید فتنه سال 88

شهید حسین غلام کبیری از شهدای فتنه سال 88 بود. شاید بسیاری گمان کنند او انسانی مانند دیگر انسان ها بود که اتفاقاً در میانۀ نامردی مردمانی ناسپاس کشته شد و حال که در راه انقلاب جانش را فدا کرده لقب شهید به او می دهیم. البته او نیز جوانی بود مانند دیگر جوانان شهرمان، اما خلق و خویی همچون دیگر شهدای کشورمان داشت. شاید هم برخی فکر کنند فردی افراطی بوده که در وسط معرکه کشته شده است، اما ... خوب است از کودکی او شروع کنیم تا ببینیم چه منش و رفتاری داشت.

حسین در چهل روزگی تولدش بیماری گرفته بود که دکترها جوابش کردند. تمام بیمارستان می گفتند او نمی ماند. پدر و مادر او را در ملحفه ای پیچیدند و بردند خدمت حضرت عبدالعظیم تا بیمه امام زمانش کنند. بیمه جواب داد و شفا گرفت. رییس بیمارستان عکسش را گرفت تا او را به عنوان معجزه امام زمان به دیگر همکارانش نشان دهد.

پدر و مادرش خیلی از او تعریف می کنند. «حسین خیلی مهربان بود، خیلی بچه‌ی ساده، با ایمان و خوبی بود. صبح‌ها می‌رفت مدرسه تا 4، 4 هم می‌رفت پایگاه تا 10‌–‌11 شب؛ وقتی می‌آمد می‌گفتیم مگر تو درس و مشق نداری؟ می‌گفت خب مدرسه می‌روم پایگاه هم می‌روم، فرقی ندارد با هم. خلاصه حسین در این کارها خیلی فعال بود.

شب‌ها می‌رفت گشت می‌داد. چهارراه چشمه علی می‌رفت ، چهار راه خط آهن، فلکه دولت‌آباد. می‌گفتیم مواظبت کن از خودت، حواست باشد یک وقتی یکی با چاقویی چیزی حمله می‌کند، می‌گفت نه، کاری به کسی نداریم، ما فقط ماشین‌ها را بازرسی می‌کنیم. اینها را پدرش گفته بود

.مادرش نیز می گفت هر بار به مدرسه می رفتیم می دیدیم نمراتش عالی است. مادرش می گوید: «خیلی فعال بود. از مدرسه می‌آمد زنگ می‌زد می‌گفت مامان حوزه‌‌ام‌، پایگاهم یک ربع دیگه می‌آیم. اخلاقش حرف نداشت. رشته‌اش نقشه‌کشی ساختمان بود‌؛ رفت امتحان داد برای دانشگاه آزاد. بعد از اعلام نتایج یکی از خواهرانش کارمند است، شماره‌ی کارت حسین را گرفت تا از اینترنت ببیند. من همین‌جور که الان نشسته‌ام، نشسته بودم، هیچکس خانه نبود حسین هم مدرسه بود پدرش هم شب‌کار بود همیشه‌، همین‌جور نشسته بودم گوشم به تلفن بود. دیدم تلفن زنگ خورد، خواهرش گفت می‌دانی مامان چه شده! از خوشحالی نمی‌دانست چه کار کند، گفت حسین قبول شده

ادامه مطلب را حتما بخوانید

ادامه نوشته

گزیده ای از بیانات حضرت امام خامنه ای .مد. درباره حماسه 9 دی

** برنامه ریزی ده ساله دشمن برای فروپاشی نظام اسلامی در سال 78 و 88


دشمنان ما تصور می کردند با رحلت امام، آغاز فروپاشی این نظام مقدس کلید زده خواهد شد. آنها خیال می کردند امام که رفت، بتدریج این شعله خاموش خواهد شد، این چراغ خاموش خواهد شد. بعد، مراسم تشییع جنازه امام، آن احساسات مردم، آن حرکت عظیم مردم در حمایت از کاری که خبرگان کردند، اینها را مایوس کرد.

یک برنامه ریزی ده ساله کردند - این تحلیل من است، این به معنای اطلاع نیست؛ تحلیلی است که قرائن آن را برای ما اثبات می کند - ده سال بعد امیدوار بودند که نتیجه بدهد. سال 78 که آن حوادث پیش آمد، آن کسی که این حوادث را خنثی کرد، مردم بودند.

روز بیست و سوم تیر سال 78 مردم آمدند در خیابانها، توطئه ی دشمن را که سالها برایش برنامه ریزی کرده بودند، در یک روز باطل کردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز یک برنامه ریزی ده ساله بود تا سال 88 . به نظرشان فرصتی به دست می آمد. به خیال خودشان زمینه ها را آماده کرده بودند.

مطالباتی هم مردم داشتند - مردمی که وابسته به نظامند، وفادار به نظامند - فکر کردند از این مطالبات بتوانند استفاده کنند؛ لذا آن قضایای سال 88 به وجود آمد. دو سه ماه تهران را متلاطم کردند - البته فقط تهران را - دو سه ماه توانستند دلها و ذهنها را به خودشان مشغول کنند.

اینجا هم مردم آمدند توی میدان. بعد از آنکه باطن ها ظاهر شد، در روز قدس مردم دیدند که اینها حرف دلشان چیست، در روز عاشورا فهمیدند که اینها عمق خواسته هاشان تا کجاست، مردم عزیز ما به میدان آمدند و حماسه نه دی را به راه انداختند. نه فقط در تهران، بلکه در سراسر کشور، میلیونها نفر در روز نهم دی، بعد هم بلافاصله در بیست و دوی بهمن آمدند توی میدان، غائله را ختم کردند.

این، هنر مردم است. درود به مردم ایران. درود به ملت مومن و مبارز و بصیر و آگاه ایران. ان شاالله به توفیق الهی، مردم همین راه را و همین خط را و همین آرمان را و همین عزم و همت را تا آخر ادامه خواهند داد.14/03/1390

ادامه مطلب را حتما بخوانید

ادامه نوشته

محاکمه سران فتنه

چرا سران فتنه را محاکمه نمی کنید ؟

وقتی میرزا کوچک خان به خانه حاج آقا روح الله آمد!

یک روز آقا مرتضی قصیده ای لابه لای دفتر یافت. پرسید: این برای کیست؟ روح الله: برای میرزا کوچک خان که چندی پیش مهمان ما بود. آقا مرتضی با تعجب پرسید: خودِ میرزا؟

تهیه آذوقه برای مبارزان جنگل توسط امام و برادرانش

 علی قادری در کتاب خمینی روح‌الله با زبان داستان، علاقه امام خمینی (ره) به میرزا را در سنین نوجوانی بیان می‌کند. در بخشی از این کتاب آمده است:

یک روز برادرش آقا مرتضی که در این زمان در حوزه اصفهان درس می‌خواند با کوله‌ای پر از خبرهای خوش جنگل که در اصفهان شنیده بود به مرخصی آمد. روح‌الله او را در آغوش کشید و پس از خبرگیری از اوضاع، او و نورالدین را به مشورت طلبید که آیا تکلیف، پیوستن به نهضت جنگل نیست؟ آقا مرتضی رنگ از رخسارش پرید و آمرانه گفت: اگر برادر بزرگتر به گردن برادر کوچکتر حقی دارد می‌گویم صلاح نیست، همین‌جا بمان درس خود را بخوان! اگر لازم شد با هم می‌رویم. روح‌الله به پاس احترام به آقا مرتضی در این مورد سکوت کرد، اما ساکت ننشست. اجازه گرفت برای مبارزان جنگل مقداری آذوقه بفرستد. هر دو برادر استقبال کردند و سه خروار گندم، به نام سه برادر، بار قاطرها شد.

وقتی میرزا کوچک خان به خانه حاج آقا روح‌الله آمد!
یک روز آقا مرتضی قصیده‌ای لابه‌لای دفتری که مادر مخارج خانه را در آن می‌نوشت یافت. دانست که از آن روح‌الله است. پرسید: این برای کیست؟ روح‌الله نوجوان پاسخ داد: برای میرزا کوچک خان که چندی پیش مهمان ما بود. آقا مرتضی با تعجب پرسید: خودِ میرزا؟ روح‌الله پاسخ داد: بله. سوال تکرار شد و پاسخ نیز تکرار. ننه خاور دخالت کرد و گفت: یک ماه پیش دیدم روح‌الله خیلی سرحال است. گفتم از وقتی مادرتان رحمت خدا رفته شما غمگین هستید، چطور امروز آنقدر سرحال هستید؟ برایم خواب شب گذشته را تعریف کرد: شب بود اما خورشید همچنان در آسمان بود. این خانه نیز جنگل بود، جنگلی‌ها با اسب به این خانه آمدند و میرزا در میان آنها بود. برایش چای آوردم، لبخندی زد، بی آنکه چیزی بگوید، خداحافظی کرد

شهید گمنامی که بعد از 27 سال هویتش را فاش کرد



27 سال از شهادت و مفقودی حمیدرضا گذشته بود. خواهرش دیگر طاقت دوری نداشت؛ رفت کنار مزار شهید پلارک، همرزم برادرش، او را به حضرت زهرا (س) قسم داد که خبری از برادرش حمیدرضا به او بدهد.

گفت: « به حمید بگو به خواب خواهرت بیا و خبری از خودت بده!»

خواهرش با گریه تعریف می کرد: « فردای آن روز خواب دیدم جمعیت زیادی در بلوار سردار جنگل در منطقه پونک تهران در حرکت هستند.

صدای حمیدرضا را شنیدم؛ گفت: «خواهر این ها همه برای تشییع پیکر من آمده اند و به اذن خدا همه ی آنها را شفاعت خواهم کرد. بعد اشاره به عابری کرد که در کنار جمعیت بود اما توجهی به آنها و شهدا نداشت، گفت: « حتی او را هم شفاعت خواهم کرد... »

از خواب که بلند شدم فهمیدم در بوستان نهج البلاغه تهران شهید

گمنام تشییع و تدفین کرده اند.

بعدها با پیگیری خانواده ی شهید و آزمایشات DNA هویت این شهید اثبات شد.

اگر به بوستان نهج البلاغه تهران رفتید، در کنار مزار شهیدِ وسط یادمانِ شهدای گمنام که متعلق به یکی از ریشوهای با ریشه ، شهید حمیدرضا ملاحسنی است، برای نویسنده این مقاله هم دعا کنید.


منبع: کتاب راز رجعت، نشر صریر

جملات عاشورايي رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای مدظله العالی

*اگر ما مي گوئيم حسين بن علی پيروز است،يک دليل ويک وجه اين حرف اين است که هرکسي منطق حسيني را در طول تاريخ محور کار خودش قرار داد بي بروبرگرد پيروز شد.منطق حسيني يعني ؛ نترسيدن از مرگ ، منطق حسيني يعني ؛ ترجيح دادن حق بر باطل به هر قيمت ، منطق حسيني يعني ؛ کم نشمردن ياران حق وزياد نشمردن ياران باطل در هر حجم وعدد، منطق حسيني يعني ؛ اميد بي پايان حتي در لحظه اي که علي الظاهر آرزوها غروب مي کنند.

*شهادت شهداي کربلا نه فقط به خاطر تشنه بودنشان افضل ازهمه شهادتهاست.خيلي از شهدا تشنه از دنيارفتند.بلکه فضيلت بيشتر شهداي کربلا به خاطر آن موقعيتي است که آنها در آن شهيد شدند.

* ارزش شهداي کربلا به اين است که از حريم حق در سخت ترين شرايطي که ممکن است انسان تصورش را بکند ، دفاع کردند .

* امام حسين اگرچه با يزيد مبارزه مي کند ، امّا مبارزه ي گسترده ي تاريخي امام حسين با يزيدٍکوته عمرٍبي ارزش نيست ، بلکه با جهل و پستي و گمراهي و زبوني و ذلّت انسان است؛ امام حسين با اينها دارد مبارزه مي کند .

* حسين بن علی عليه السلام به همه مسلمانان بلکه به همه ي آزادگان عالم و لو غير مسلمان ، اين درس را داد که اگر شرف انسان ، آزادگي انسان و آرمان هاي انسان و براي مسلمانان دين آنان در معرض خطر قرار گرفت ، دفاع از دين در سخت ترين شرائط و با سختترين مقدمات يک فريضه اسلامي و يک فريضه انساني است.

* صبر کردن ، خيلي قدرت ميخواهد. همه ي صبر ، در مقابل فشارها و مصائب جسماني نيست. صبر کردن در مقابل فشارهاي مصلحت طلبي و مصلحت جويي و رهانکردن راهِ بيّن و روشن و رشد ، آن صبر عظيم و جميلي است که امام حسين عليه السلام انجام داد.

* اين را بدانيد مرثيه امام حسين يعني زنده نگه داشتن خاطره عاشورا ، يعني مشتعل نگه داشتن آن آتشي که امام حسين برافروخت تا ظلم و ظالم و متکبر و مستکبر را درآن بسوزاند.اين آتش را ما بايستي نگه داريم و اين با عزاداري و با مرثيه خواني و باتعزيه داري امام حسين عملي است.

* امام حسين عليه السلام مظهر عزّت و افتخار حسيني بود و چون ايستاد ، پس مايه ي فخر و مباهات هم بود . اين عزّت و افتخار حسيني است. يک وقت کسي حرفي را مي زند، حرف را زده و مقصود را گفته است ، اما پاي آن حرف نمي ايستد و عقب نشيني مي کند ؛ اين ديگر نميتواند افتخار کند. افتخار ، متعلق به آن انسان ، ملّت و جماعتي است که پاي حرفشان بايستند و نگذارند پرچمي را که آنها بلند کرده اند ، توفانها ازبين ببرد و بخواباند .

* درس عجيبي است درس عاشورا و به گمان بنده ، يگانه علاج امروز دنيا همين است که درس حسين بن علي را بفهمند و به آن عمل کنند و ما ملت مسلمان ايران اگر همين توفيق را پيدا کنيم که اين درس را براي مردم دنيا تشريح کنيم و انعکاس اين درس را در زندگي خودمان ، در انقلابمان ، درجنگمان ، در محيط اجتماعيمان ، به دنيا نشان بدهيم بزرگترين خدمت را به آگاهي ملتهاي مظلوم کرديم.


  منبع:کتاب اشک بايد رازدار باشد؛

توصيه هاي رهبرانقلاب براي عزاداران ومبلّغين ومداحان

11 معجزه بعد از عاشورا

در روايات و كتب اهل شيعه و سني آمده است كه بعد از شهادت سالار شهيدان كربلا 11 اتفاق باورنكردني رخ داده كه در نوع خود معجزات شهادت امام حسين(ع) محسوب مي شود.

11 معجزه بعد از عاشورا

در معتبرترين كتابها، احاديث و روايات معجزاتي را از سالار شهيدان كربلا منعكس كرده اند تا حجت بر آنانيكه راه انكار را بر واقعه كربلا پيش گرفته اند به يقين تاريخي ترين حادثه عالم خلقت پي ببرند. معجزاتي كه حتي در كتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.

1. برخورد ستارگان آسمان با يکديگر

عن عيسى بن الحارث الكندي مي گويد: هنگامي حسين بن على (عليه السلام) را شهيد كردند، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را مي خوانديم مي ديديم آفتابي كه بر ديوارهاى خانه ها مي تابيد به قدري قرمز بود که گويا چادر هاي سرخ است که بر آن  کشيده اند ، و مي ديديم که برخي از ستارگان همديگر را مي زدند (با يکديگر برخورد مي کردند).


منبع: تهذيب الكمال، المزي، ج 6، ص 432 – 433 و تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .


2 . آسمان خون گريه کرد

نضره ازديه گويد: هنگامى كه حسين بن علي (عليهما السّلام) شهيد شدند، آسمان خون باريد و ما همچنان مي ديديم كه تمام اشياء  و اسباب ما مملو از خون است.

همچنين جعفر بن سليمان، روايت كرده كه خاله‏ ام، ام سالم، گفت: بعد از شهادت مولا حسين(ع) باراني همانند خون بر ديوارها و خانه ها مي باريد. به من خبر داند که همين باران خون، در خراسان، شام و كوفه نيز باريده است.

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 ، 313 و الثقات ، ابن حبان ، ج 5 ، ص 487 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 – 228 .

3 . اشک ريختن آسمان

ابن سيرين گفت: آسمان براي هيچ کسي جز يحيي بن زکريا و حسين بن علي (عليهم السلام) گريه نکرده است.

منبع: سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 225 – 226
لطفا ادامه مطلب را حتما بخوانید

ادامه نوشته

ابوالفضل العباس(ع) در کلام امام حسین(ع)، امام صادق(ع) و حضرت مهدی(عج)

* حضرت ابوالفضل (ع) در بيان امام حسين عليه‌السلام

وقتي ابوالفضل عليه‌السلام از برادر و امامش حضرت حسين عليه‌السلام اجازه ميدان خواست. امام عليه‌السلام به سختى گريست به گونه‏‌اى که محاسن شريفش از اشک ديدگانش‏‌، تر شد، و فرمود: «يا أَخي کُنْتَ الْعَلامَةَ مِنْ عَسْکَري وَ مُجْمِعَ عَدَدِنا، فَإِذا أَنْتَ غَدَوْتَ يَؤُلُ جَمْعُنا إِلَى الشِّتاتِ، وَ عِمارَتُنا تَنْبَعِثُ إِلَى الْخَرابِ»

برادر جان! تو نشانه (شکوه و عظمت و) برپايى سپاه من و محور پيوستگى نفرات ما هستى. اگر تو بروى (و شهيد شوى)، جمعيّت ما پراکنده، و ويران مى‌‌‏شود.  (بحارالانوار علامه مجلسي، ج 45 ص 41)

همچنين نقل شده است: هنگامى که عباس عليه‌السلام شهيد شد امام حسين عليه‌السلام فرمود: «الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْري وَقَلَّتْ حِيلَتي» اينک کمرم شکست و راه چاره بر من محدود شد.


آنگاه گريست و اين اشعار را خواند:

تَعَدَّيْتُمْ يا شَرَّ قَوْمٍ بِبَغْيِکُمْ / وَ خالَفْتُمْ دينَ النَّبِىِّ مُحَمَّدٍ


أَما کانَ خَيْرُ الرُّسُلِ أوْصاکُمْ بِنا / أَما نَحْنُ مِنْ نَجْلِ النَّبِىِّ المُسَدَّدِ

أما کانَتِ الزَّهْراءُ أُمّي دُونَکُمْ / أما کانَ مِنْ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ أحْمَدَ

لُعِنْتُمْ وَ أُخْزيتُمْ بِما قَدْ جَنَيْتُمْ / فسَوْفَ تَلاقُوا حَرَّ نارٍ تُوَقَّدُ

اى بدترين مردم! با ستمکارى خويش بر ما تعدّى کرديد، و با آيين پيامبر خدا محمّد صلى الله عليه و آله مخالفت ورزيديد.

آيا بهترين پيامبر، سفارش ما را به شما نکرده بود؟ آيا ما از نسل پيامبر راستين نيستيم؟

آيا جز اين است که حضرت زهرا عليهاالسلام مادر من است نه شما؟ آيا او از نسل بهترين انسان‌‏ها نبود؟

به سبب جنايتى که مرتکب شديد ملعون و خوار گشتيد، و به زودى گرفتار آتش شعله‏‌ور الهى خواهيد شد. (مناقب ابن شهر آشوب، ج 4 ص 117 ؛ بحارالانوار، ج 45 ص 40 ؛ عاشورا ريشه‌ها، انگيزه‌ها، رويدادها، پيامدها، ص 493)

لطفا ادامه مطلب را بخوانید

ادامه نوشته

منافقین را بهتر بشناسیم

سازمان تروریستی منافقین را بهتر بشناسیم


مقدمه:

سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) در سال 1344 شمسی تأسیس شد و پس از چند سال کار مطالعاتی در زمینه های سیاسی و ایدئولوژی از سال 1349 وارد فاز نظامی گردید. از سال 50 تا 52 تعداد زیادی از اعضای آن دستگیر و به زندان افتادند یا اعدام شدند.

از سال 52 تا 54 تغییراتی در این سازمان به وجود آمد که منجر به تبدیل این سازمان به یک سازمان مارکسیستی شد.

از سال 58 الی 60 این سازمان منافقانه با انقلاب و رهبری برخورد کرده و از سال 60 مبارزه بر ضد جمهوری اسلامی را شروع کرد و در نهایت سازمان یاد شده از ایران خارج شد و پس از دیدار رجوی با صدام به حزب بعث پیوست. و طی چند سال جنگ تحمیلی بر ضد مردم ایران جنگید و در بعضی موارد به قتل عام مردم بیگناه دست زد.

ادامه مطلب را حتما بخوانید


ادامه نوشته

عید سعید قربان، عید بندگی بر مسلمین جهان مبارکباد

عید سعید قربان، عید بندگی بر مسلمین جهان مبارکباد

عید قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

حرکت هاي جهادی - جهاد در راه خدا

«الَذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

آنها که ايمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهايشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پيروز و رستگارند.

پيشينه حرکت هاي جهادی به قدری زياد است که می توان به جرات گفت اززمان خلقت انسان آغاز شده به شرحی که خود عمل کمک کردن يک امر فطری درون انسان است وفرقی هم نمي کند که شخص نيازمند مسلمان باشد يا غير مسلمان.

ادامه مطلب را حتما بخوانید

ادامه نوشته

25 توصیه حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) به دانشجویان

توصیه های حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) به دانشجویان


1.نیروی جوانی خود را کشف کنید

2.با قرآن ونوشجات شهید مطهری و دیگر فضلا، معرفت دینیتان را بالا ببرید

3.شرح صدر سیاسی داشته باشید

4.با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشید

ادامه مطلب را حتما بخوانید

ادامه نوشته

گزارش آبرساني به يك روستا در خراسان شمالي توسط گروه عمار

باز هم یک طرح آبرسانی دیگر توسط گروه جهادی عمار به ثمر نشست

پروژه آبرسانی به روستايی محروم در خراسان شمالی، پروژه‌ای نيمه تمام بود که طی 3ـ 4 سال گذشته به دليل برخورد اين مسير آبرسانی به سنگ و محدود بودن منابع مالی رها شده بود و امروز اين پروژه به دست جهادگران گروه جهادی عمار افتتاح مي‌شود.

محمدامين سالاري مسئول این گروه جهادی، اظهار داشت: نيروهاي گروه جهادی عمار متشکل از 30 نفر در بخش‌هاي عمرانی و فرهنگی هستند که از 7 شهريور به مدت دو هفته در 6 روستا از روستاهای دهستان «چری» شهرستان «فاروج» استان خراسان شمالی حضور دارند.

وي ادامه داد: در اين اردوی جهادی 10 طلبه برادر در حوزه عمرانی و 20 خواهر در حوزه فرهنگی در روستاهای «چری» با بيش از دو هزار نفر جمعيت، «دالی جان کُرديه»، «باغ محله»، «زين کانلو»، «مهدی کانلو» و «قَرَه‌گُل» حضور داشتند که کار عمرانی طی دو پروژه در روستای «قَرَه‌گُل» طراحی و اجرا شده است.
سالاری يادآور شد: گروه جهادی عمار که به همت معاونت سازندگي بسيج دانشجويي دانشگاه علمی کاربردی در مناطق محروم استان خراسان شمالي حضور يافتند، پروژه‌های عمرانی آبرسانی و ساخت مسجد را در روستاي «قَرَه‌گُل» پيگيری کردند که پروژه آبرسانی امروز افتتاح شده است.

وي خاطرنشان کرد: پروژه آبرسانی، پروژه‌ای نيمه تمام بود که طي 3ـ 4 سال گذشته به دليل برخورد اين مسير آبرسانی به سنگ، محدود بودن منابع مالی و عدم امکان دسترسی به ماشين‌آلات در اين نقطه رها شده بود؛ نيروهای جهادی عمار با حضور در اين روستا با کمک اهالی با دست و بدون تجهيز به بيل مکانيکی اين مانع را برداشتند و لوله‌گذاري انجام شد.

مسئول گروه جهادی عمار با بيان اينکه اين کار نقش بسزايی در رساندن آب شرب به اهالی روستا دارد، گفت: اين روستا در حال حاضر 230 نفر جمعيت دارد؛ پيش از اين خيلی از مردم روستا به دليل کمبود امکانات معيشتی و رفاهی، نبود جاده آسفالت و حتی آنتن‌دهی مناسب، به شهرهاي اطراف از جمله «چری» و «فاروج» مهاجرت کردند.

وی با اشاره به پروژه اجرايی دوم در روستاي «قَرَه‌گُل»، اظهار داشت: با توجه به اجرای طرح هادی در راستای جاده‌سازی، مسجد اين روستا در مسير اجرای اين طرح قرار گرفته است؛ لذا با تدابيری که صورت گرفت، زمينی مناسب‌تر در اين روستا توسط اهالی وقف مسجد شد و طي روزهاي آينده کار بتن‌ريزی انجام مي‌شود؛ کارهايی از جمله ديوارکشی، قرار دادن ستون و سقف در دوره بعدي اردوهاي جهادي انجام خواهد گرفت

پوستی که لحظه به لحظه کنده می‌شود! +عکس

نگاه نگران مادر و چشمهای پر از دلهره پدر حکایت از دردی کهنه دارد. صورتهای رنگ پریده و خسته این دو نفر نشان می دهد بیخوابی و چشم انتظاری، جزئی جدایی ناپذیر از زندگی فقیرانه آنهاست؛ زندگی که با دردها و گریه ها و اشکهای دختر پنج ساله آنها رنگ غم و اندوه به خود گرفته است.

به گزارش مهر، زخمهای کهنه معصومه دختری که به واقع معصوم است، سکانسهایی نه چندان دلچسب از فیلم زندگی خانواده قاسم بریسم را رقم زده است که بی شک تنها تصور آن و نه دیدنش برای خیلی از مردم سخت و غیرقابل تحمل باشد.

دیدن دختری که هر روز رشد می کند و قد می کشد اما با زجری کشنده، دختری که بازی کردن و خندیدن را مثل خیلی از دخترکان روستای دوسلق شهرستان شوش دوست دارد ولی توان آن را ندارد، شاید زجرآورترین صحنه های زندگی را برای مادری تشکیل می دهد که دوست دارد دخترش همانند سایر هم سن و سالانش بخندد، بازی کند و حرفهای شیرین و با نمک بر زبان جاری کند.

زخم‌های بی علاج معصومه

حکایت این گزارش، زندگی غم‌انگیز معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که با یک بیماری ناشناخته و از همان دوران نوزادی دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که هم اکنون بدن این دختر همیشه خونی و زخمی است.

در حالی که برای خیلی از ما تنها یک زخم کوچک، آه از نهادمان بلند می کند، معصومه پنج سال از زندگی کودکانه خود را در حالی پشت‌سر گذاشته که پوست بدنش خود به خود همیشه در حال جدا شدن بوده و این وضع یک زندگی کابوس وار را برای معصومه رقم زده و خنده را از لبان وی گرفته است.

مادرش که نشان می دهد سختی روزگاری که با این دختر پنج ساله پشت سر گذاشته، ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده است در توصیف وضع معصومه می گوید: دخترم دوست دارد بدون لباس باشد زیرا لباس ها بعد از چند ساعت به تنش می چسبند و باعث درد شدید وی می شوند و بعد از مدتی جدا کردن آنها از بدنش مثل کندن پوست یک انسان از بدنش عذاب آور می شود.

پدرش قاسم که نگاه کردن به صورتش می تواند تلخکامی ایامی که با زخم‌ها و گریه های دخترش بر او گذشته را تداعی کند، یک روز کار می کند و چند روز بیکار است که در سالهای اخیر حتی در تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده اش نیز مانده چه برسد به اینکه بتواند هزینه های سرسام آور درمان دخترش را تامین کند.

وی می گوید: خیلی سخته ببینی دخترت و پاره تنت جلوی چشمانت از زخمی هایی که خود به خود روی بندش ظاهر می شود، زجه بزند ولی نتوانی برایش کاری بکنی. ببینی مادرش شب و روز دعا می کند ولی کاری از دستمان برنیاید. زندگی ما با قحطی لبخند و خنده مواجه شده است.


زندگی سخت قاسم بریسم و دخترش

وی ادامه می دهد: تاکنون به پزشکان فراوانی مراجعه کرده ایم که گفته اند بیماری دخترم ناشناخته است. حتی یک بار معصومه را به تهران نیز برده ایم که گفته اند این بیماری لاعلاج است. راستش را بخواهید وضع زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تامین کنیم به همین دلیل اکنون امیدمان به خداست که به دخترمان یک زندگی عادی ببخشد و خنده را بر لبان مادرش بنشاند.

پدر معصومه عنوان می کند: برخی مردم می گویند که پزشکان متخصصی در تهران هستند که توانایی درمان دخترم را دارند ولی دست ما به آنها نمی رسد چون توانایی این کار را نداریم و این ناتوانی، عذاب و ناراحتی من را بیشتر می کند.

قاسم این را هم می گوید که همین حالا هم شرمنده زن و بچه ام هستم زیرا هرچه دارم برای درمان معصومه فروخته ام و دیگر جایی برای درآمدزایی نیست.

وقتی می خواهم با معصومه صحبت کنم تا بتوانم ناراحتیش را بیشتر درک کنم، فقط یک چیز را از او می شنوم. گریه، گریه و گریه و در نهایت دیدن چشمانی پر از اشک...

فرماندار شوش هم در این خصوص می گوید: از وضع آنها اطلاع داریم چند بار به آنها کمک شده ولی امکان درمان برای آنها میسر نشده است به هر حال این بیماری ظاهرا به گونه ای است که از بین 4.5 میلیون نفر، یک فرد به آن مبتلا می شود به گونه ای که پوست بدن فرد بدون دخالت عاملی، از بدن جدا می شود.

عبدالرضا سعیدی نیا در خصوص زندگی خانوده معصومه می‌گوید: زندگی سختی دارند و در روستایی به نام دوسلق زندگی می‌کنند که 70 کیلومتر با شوش فاصله دارد. فکر می کنم حتی رفت و آمد در این شهر نیز هزینه ای هنگفت را به خانواده قاسم بریسم تحمیل می کند.


وقتی عکاس به پدر و مادرش می‌گوید که قصد دارد از بدنش عکس بگیرد و باید پیراهنش را بالا بزنیم مادرش با گریه می گوید: نمیشه. لباس به بدنش چسبیده است. اما اصرار ما باعث می شود مادر برخلاف میل باطنی دست به چنین کاری بزند تا با صحنه هایی دردآور مواجه شویم. مادر می گوید هر وقت می خواهم لباسهایش را از بدنش جدا کنم، معصومه تا حد مرگ، درد می کشد و گریه می کند.

معصومه را در حال زجه زدن در حین ملاقات پدر و مادرش با استاندار خوزستان برای اولین بار دیدم. همه افرادی که در آنجا بودند تحت تاثیر بیماری دخترک قرار گرفته بودند و من با خود فکر می کنم که این درد و رنجی که معصومه بابت این زخمهای بی درمان تحمل می کند ممکن برای بچه های هر کدام از ما رخ دهد. پس به شکرانه سلامتی فرزندانمان که می توانیم با دیدن لبخندشان، تا اوج خوشبختی پرواز کنیم و با دیدن دویدنشان گل از گلمان بشکفد باید امثال معصومه بریسم را دریابیم.


نحوه یاری رسانی به معصومه

بر همین اساس شماره کارت 6273533100563938 نزد بانک تجارت به نام قاسم بریسم برای کمک به این دختر اعلام می شود.
 
همچنین هموطنان برای دریافت اطلاعات بیشتر از وضع این دختر شش ساله می توانند با شماره 09163344202 به نام علی نواصر نیز تماس بگیرند.

یادی از رییسعلی دلواری

رییسعلی دلواری قهرمان مبارزه با استعمار انگلیس (روباه پیر)

در روز ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ رئیسعلی دلواری فرمانده نیروهای مقاومت تنگستان در برابر نیروهای انگلیسی به شهادت رسید.

تنگستان منطقه‌ای کوهستانی در جنوب شرقی بوشهر است‌ و از جنوب دشتستان بوشهر تا ساحل دریا امتداد دارد. شهرستان تنگستان شامل تنگستان شمالی به مرکزیت «اهرم» و تنگستان ساحلی به مرکزیت «دلوار» است‌. دلوار، زادگاه و محل فرمانروایی رئیسعلی دلواری است که در کشاکش جنگ اول جهانی و در حمله انگلیسی‌ها به بوشهر، رشادت بسیاری از خود نشان داد و به شهادت رسید.    

رئیسعلی دلواری در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی برابر با ۱۸۸۱ میلادی در روستای دلوار از توابع تنگستان متولد شد. مادر رئیسعلی بنام شهین و پدرش زائیر محمد، کدخدای دلوار بود که بعد‌ها به «معین‌الاسلام» ملقب شد. با شروع نهضت مشروطیت، رئیسعلی در حالی که ۲۵ سال بیشتر نداشت از جمله پیشگامان مشروطه‌خواه در جنوب ایران شد و همکاری نزدیکی با محافل انقلابی و عناصر مشروطه‌طلب در بوشهر، تنگستان و دشتی آغاز کرد.
 
او با همراهی دیگر مشروطه‌خواهان بوشهر را از حاکمیت استبداد قاجاریه خارج کرد. رئیسعلی در دوران دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار علیه حکومت وی در جنوب دست به اسلحه برد و در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی به درخواست ملاعلی تنگستانی و سیدمرتضی مجتهد اهرمی که مخالف استبداد محمدعلی ‌شاه قاجار بود، بوشهر را از سلطه عمال شاه قاجار آزاد کرد و حدود ۹ ماه شهر را در کنترل داشت.

با تصرف گمرک بوشهر که در اجاره انگلیسی‌ها بود، نیروهای این کشور به دخالت نظامی در منطقه پرداختند و جنگ و گریزی آغاز شد که تا سال‌های جنگ اول جهانی ادامه یافت‌. در کشاکش جنگ‌، با وقوع انقلاب بلشویکی و خروج نظامیان روسی از ایران، انگلیسی‌ها تعرضات خود را به سمت شمال گسترش دادند. در همین حال تنگستانی‌ها نیز به حملات خود علیه انگلیسی‌ها شدت بخشیدند.
 
در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتی‌های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ بصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند، ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.
    
انگلیسی‌‌ها تلاش‌ زیادی کردند تا رئیسعلی را با پول بخرند و مبلغ ۴۰ هزار پوند به او پیشنهاد دادند، اما علی‌رغم همه این تلاش‌ها رئیسعلی بدون توجه به اینگونه پیشنهاد‌ها، در نامه‌ها و تلگراف‌های متعدد به تهران، شیراز، بوشهر، ‌کربلا و نجف به دولتمردان سیاسی و مجتهدین مبرز، نارضایتی خود را از حضور انگلیس در منطقه اعلام می‌کرد و مکررا از این عالمان یعنی آیت‌الله سیدعبدالحسین لاری، سیدعبدالله مجتهدی بلادی بوشهری و آیت‌الله شیخ محمد‌حسین برازجانی برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف می‌کرد که سرانجام مرحوم شیخ محمدحسین برازجانی، صورتی از حکم جهاد را که مراجع شیعه از نجف اشرف ارسال کرده بودند به ضمیمه حکم خود مبنی بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آن‌ها به بنادر جنوب، ‌لزوم همکاری خوانین این مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ را صادر می‌کند؛ موضوعی که باعث می‌شود رئیسعلی در نامه‌ای مفصل از شیخ تقدیر کند.

وی در بخشی از نامه می‌آورد که: «همین قدر اطمینان از حضرت مستطاب‌عالی دارم که روز مضایق از خط بیرون نمی‌روید و جان را ناقابل می‌دانید، نه مانند اشخاص راحت‌طلب و تنبل، این دنیای فانی را هیچ نمی‌شمارید...» وی در این نامه کسانی را که در دفاع از بوشهر کوتاهی می‌کنند مانند کسانی می‌داند که امام حسین (ع) را یاری نکردند. به دنبال اعلان جهاد از طرف علما و مجتهدین، رئیسعلی و دیگر مبارزان تنگستانی و دشتی شروع به حمله به قوای انگلیسی مستقر در بوشهر کردند.
 
همزمان با این تحولات، نیروهای امنیتی بریتانیا در یک اقدام بی‌سابقه و غیرقانونی، کنسول آلمان در بوشهر را به همراه دو تن از مأموران یک شرکت تجاری آلمان به اتهام جاسوسی علیه انگلیس بازداشت و به هندوستان تبعید کردند. این عمل نقض آشکار بی‌طرفی و حتی استقلال ایران بود و به همین دلیل نیز خشم علما، مردم، خوانین و در رأس همه رئیسعلی را برانگیخت و او را واداشت تا بر شدت مبارزه علیه انگلستان بیافزاید.

رئیسعلی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳هجری قمری، در عمارت حاج سیدمحمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام کرد و در یورش‌های شبانه ضربات و تلفات موثری بر انگلیسی‌‌ها وارد آورد.

در یکی از این شبیخون‌ها، که در ۲۱ تیر ۱۲۹۴ برابر با دوم رمضان ۱۳۳۳ هجری قمری رخ داد، رئیسعلی دو تن از افسران بلندپایه انگلیسی را به همراه یازده نفر سرباز هندی از پای درآورد و نیروهای رئیسعلی بدون تلفات برگشتند. این پیروزی بیش از آنکه اهمیت نظامی داشته باشد، اهمیت سیاسی روانی داشت.

این اقدام رئیسعلی برای دولت بریتانیا غیرقابل تحمل بود و سبب شد سرفرماندهی نیروهای انگلیسی در شرق، ‌ نیروهای آماده اعزام به بغداد را که تعدادشان دو هزار نفر بود، جهت مقابله و حمله به پایگاه رئیسعلی (روستای دلوار)، به بوشهر فراخواند. 
 
رئیسعلی که پیشاپیش از حمله به دلوار آگاهی داشت، بلافاصله در اقدامی تاکتیکی به تخلیه دلوار پرداخت و به سمت کوه‌های اطراف منطقه‌ای معروف به «کلات بوجیر» عقب‌نشینی کرد.

سربازان انگلیسی و هندی هنگامی وارد دلوار شدند که تقریبا روستا خالی از سکنه بود. به همین جهت خشمگینانه شروع به گلوله‌باران منازل مسکونی خالی و قطع نخل‌های دلوار کردند.

رئیسعلی در‌‌ همان شب با ۴۰۰ نفر از نیروهای خود به قوای انگلیسی شبیخون زدند و ۶۰ نفر از نیروهای متجاوز از جمله یک ژنرال بلندپایه را از پای درآوردند و همین امر سبب پیروزی وی در این جنگ شد.

پس از این جنگ رئیسعلی دلواری بر حملات شبانه خود به بوشهر و پادگان انگلیسی‌‌ها افزود و با همفکری دیگر خوانین منطقه طرح حمله سراسری به بوشهر و آزادسازی آن را پی‌ریزی کرد. در گیرودار تدارک این حمله بود که در شب ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ برابر با ۲۳ شوال ۱۳۳۳ و سوم سپتامبر ۱۹۱۵ میلادی هنگامیکه او قصد شبیخون به عمارت سفید سبزآباد را داشت، در محلی به نام تنگک صفر از پشت مورد اصابت گلوله یکی از همراهان خائنش به نام غلامحسین تنگکی قرار گرفت و در سن ۳۴ سالگی به شهادت رسید، اما نهضتی که او درجنوب ایران به راه انداخت تا سال‌ها مایه وحشت انگلیسی‌‌‌ها بود. پیکر رئیسعلی دلواری در قبرستان وادی‌السلام در نجف عراق مدفون است.