میرزا کوچک خان در کلام بزرگان و اندیشمندان
ب.میرزا از منظراندیشمندان :
1. ابراهیم فخرایی (نویسنده کتاب سردار جنگل و از یاران میرزا کوچک خان )
میرزا آدم معتقدی بود. خیلی به اسلام عقیده داشت. هیأت اتحاد اسلام درست كرده بود كه 27 نفر عضو این هیأت و اغلبشان هم از روحانیون بودند. او هیچ كاری را بر خلاف شرع انجام نمیداد . (كیهان فرهنگی سالنامه اول ، شماره 9، آذر 1363 )
2. ملكالشعرای بهار
مرحوم میرزا مردی بود مذهبی و غالبا استخاره میكرد. جوانی بود از طلاب علوم دینیه و ادبیات، در مدارس رشت به تحصیل مشغول بود و عمامه به سر داشت. بعد از انقلاب مشروطه در سنه 1326 هجری قمری در گیلان بر ضد محمدعلی شاه و استبداد صغیر قیامی شد و جمعی از طلاب و جوانان هم به آن پیوستند كه یكی از آنها مرحوم میرزا كوچك خان بود. میرزا با عقیده اتحاد اسلام به گیلان رفت و در جنگ بینالملل تشكیلاتی را در شهر و در جنگل فومن به نام اتحاد اسلام به راه انداخت.( تاریخ مختصر احزاب/ ملكالشعرای بهار )
3.علی اکبر دهخدا
علی اکبر دهخدا که میرزا کوچک خان را در سنین جوانی دیده بود، در یادداشت های خود می نویسد: میرزا کوچک خان از مجاهدین گیلان و بی نهایت شجاع بود... اول بار که او را دیدم جوانی خوش قیافه به سن سی ساله می نمود در نهایت درجه معتقد به دین اسلام و به همان حد نیز وطن پرست بود؛ آن هم از راه این که ایران، وطن او، یک مملکت اسلامی است و دفاع از آن را واجب می شمرد. نماز و روزه او هیچ وقت ترک نمی شد و هرگز در عمر خود شراب نخورد و هم چنین از دیگر محرمات دینی مجتنب بود، لباس عادی داشت، قانع و بی طمع بود، همیشه متفکر بود و بسیار کم تکلم می کرد، اطاعت امر آزادی خواهان بی غرض و طمع را مثل واجب دینی می شمرد و همان وقت که در جنگل بود با معدودی از آزادی خواهان تهران که به آنان اعتماد و اعتقاد داشت در کارهای خود کتباً و به پیغام مشورت می کرد؛ لیکن پس از مشورت با آنان نیز فاصل استخاره بود و اگر استخاره مساعد نبود به گفته های ایشان عمل نمی کرد. (ماهنامه شاهد ياران، شماره 13 )
3.دکترحشمت
دكتر حشمت(متحد اصلی و نزدیكترین یار میرزا در نهضتجنگل ) در توصیف او و افكار و عقاید میرزا، به بازجویان خود پس از دستگیری چنین میگوید: «. . . میرزاكوچكخان یك مرد بهتماممعنا مسلمان بوده و تابهحال دامنش به بیعفتی و بیدینی و دزدی و خیانت ملوث نشده است. این شخص است كه آرزو دارد اسلام را به اعلاءدرجه استعلا ببیند. دیانت اسلام را بهتماممعنا قبولكرده و برای اجرای قوانین آن لباس مجاهدت بر تن نموده است. این مرد كسی است كه تمام همراهان خود را قبلا قسم داد كه برای حفظ اسلام و ایران از جان و مال بگذرند. این آدم [میرزا كوچكخان] با آنكه انقلابی است وطندوست و ملتپرست و دینپرور است . . .»
4.دكتر علي اكبر ولايتي
ميرزا كوچك خان، مسلماني معتقد، و مبارزي وطن خواه و نستوه بود و نهضت او خاستگاه ديني و مردمي داشت.
نهضت جنگل به رهبري ميرزاكوچك خان جنگلي در شرايطي شكل گرفت كه همه جاي سرزمين ايران آماده قيام هاي آزادي بخش براي پايان بخشيدن به حضور بيگانگان و پايان دادن به اوضاع آشفته درون مرزها بود. نهضت جنگل مقارن با بروز جنگ جهاني اول در سال 1914 شكل گرفت.
با توجه به اوضاع سياسي و اجتماعي آن زمان هدف هاي عمده نهضت عبارت بود از: اخراج نيروهاي بيگانه، برقراري امنيت، رفع بي عدالتي و مبارزه با خودكامگي و استبداد.
در پي انقلاب اكتبر 1917 روسيه، و متاركه روسيه از جنگ جهاني اول، دولت انقلابي دستور بازگشت نيروهاي روس را صادر كرد. در اين ميان انگليس بي رقيب ماند و در ايران به قدرت فعال مايشاﺀ تبديل گرديد؛ از همين رو تصميم گرفت تا نهضت جنگل را كه كانون اصلي تهديد منافع خود مي دانست، از ميان بردارد. براساس اين برنامه عده زيادي از اهالي منطقه شمال را به جرم ارتباط با قواي جنگل دستگير و به مناطق ديگر تبعيد كرد. ) منبع: ماهنامه شاهد یاران/شماره 12 / آذرماه 1385 (
5.آيتالله رضا استادی
قیام میرزا كوچك خان جنگلی و... اینها قیامها و اقدامهایی هستند كه توسط روحانیت ترتیب یافته و انجام و دنبال شدهاند و همه مورخان معاصر، دخالت روحانیت را در این نهضتها قبول دارند. نهضت مرحوم میرزا كوچك خان (كه راجع به ایشان حرفهای نادرستی زده شده و قضاوتهای غیرواقعی علیه ایشان صورت گرفته) اسلامی بوده و هیچ ریشهای جز اسلام، جز قرآن، جز خدا، جز پیامبر نداشته... در مورد میرزا كوچك خان واقع این است كه میرزا كوچك خان یك مسلمان معتقد و یك روحانی مؤمن بوده و قیام او یك قیام اسلامی و در راستای سایر قیامهایی است كه فقط و فقط منشأ دینی داشتهاند.( ماهنامه شاهد ياران، شماره 13، آذر1385 )
6.آیت الله مدرس(ره)
وقتی از شهید مدرس در باره نهضت جنگل و میرزا کوچک خان استفتاء می کنند که «آیا محاربه با جمعیتی كه پنج سال است به نام اتحاد و اسلام و جنگلیها در حدود گیلان قیام و عملا خود را به تمام اهالی ایران معرفی كرده و جز حفاظت نوامیس اسلامی و حراست استقلال مملكت و دفاع از دشمنان ایران و اسلام را قطع نفوذ و مداخلات ظالمانه و تعدیات جابرانه اجانب، مقصد و مقصودی نداشته و ندارند و تنها جمعیتی كه تحت تأثیر دیگران نبود و فقط به قوای مادی و معنوی ایران اتكا و اشكال داشته و حقیقتاً موجب افتخار و شرافت ایران و ایرانی است چه صورت دارد؟ آیا محاربه با این جمعیت در حكم محاربه با امام زمان نخواهد بود؟»
مرحوم مدرس در جواب مینویسد: «بسمالله الرحمن الرحیم . حقیر از آقا میرزا كوچك خان جنگلی و اشخاصی كه صمیمانه و صادقانه با ایشان هم آواز بودند، نیت سوئی نسبت به دیانت و صلاح مملكت نفهمیدم. بلكه جلوگیری از دخالت خارجیان و نفوذ سیاست آنها در گیلان عملیاتی بوده بس مقدم و مسجل و بر هر مسلمانی لازم؛ خداوند همه ایرانیان را توفیق دهد كه نیت و عملیات آنان را تعقیب و تقلید نمایند. پر واضح است كه طرفیت و ضدیت و محاربه با همچون جمعیتی مساعدت به كفر و معاندت با اسلام است. (قیام جنگل صفحه 48 / نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت امور خارجه صفحه2 )
7. حجة الاسلام والمسلمین علی دوانی
پس از انقلاب مشروطیت یکی از بزرگترین جنبش هایی که در مملکت (ایران) پدید آمد قیام میرزا کوچک خان بر ضد نابسامانی موجود و نجات مملکت از نفوذ بیگانگان بود، چیزی که در این نهضت جلب توجه می کند این است که رهبری انقلاب را یک روحانی جوان عهده دار بود. مرکز ثقل و مغز متفکر جنگل را هیات اتحاد اسلام تشکیل می داد که افرادش به استثناء چند نفر همه از علماء بودند. شیخ بهاء الدین املشی، شیخ عبدالسلام، حاجی شیخ علی حلقه سری علم الهدی، سید عبدالوهاب صالح، حاج سید محمود روحانی (داماد ملا محمد حمامی روحانی مشهور گیلان) شیخ محمود کسمایی از اعضاء برجسته هیات مزبور در قیام جنگل به رهبری کوچک خان به شمار می رفتند. (نهضت روحانیون در ایران، ج 1 و 2، علی دوانی، ص 355- 347. )
میرزا کوچک خان یک طلبه روحانی مصمم بود که چون دید با این لباس نمی تواند در یک حرکت سیاسی حضور یابد لباس را کنار گذاشت و به نام اسلام و خدا و دین قیام کرد، در عظمت میرزا همین بس که دوست و دشمن او را مردی صادق، پاک و نجیب می دانند زیرا مدام متوجه ذات مقدس حضرت حق بود، همیشه در تنهایی و موقعی که ناراحت می شد دست به تسبیح می برد و ذکر می گفت و با خود زمزمه می کرد: خدایا تو را شناختم، قیامم برای توست، مصلحت چیست؟ این ها چون به یاد خدا بودند قیامشان ماند و باید بماند، وی به این نکته اشاره می کند اگر نیروی نظامی میرزا کوچک خان روحانی انقلابی و قهرمان بزرگ با قدرت علمی و ولایت فقیه سید حسن مدرس و با نطق های آتشین شهید شیخ محمد خیابانی در هماهنگی کامل بود در آن موقع می توانستند بساط استبداد و استکبار را برچینند (سخنرانی های اجلاسیه کنگره بزرگداشت روحانی مجاهد میرزا کوچک جنگلی، گیلان آذر 1368، ص 88- 91. )
8. آیة الله محفوظی از مراجع تقلید، فقیه و سیاستمدار
این فرزند حوزه احساس وظیفه کرد که در مقابل ستم قیام کند و در چندین میدان مبارزات خود را ادامه داد، به دلیل تشابه آرمانی و علایق دینی حرکت انقلابی شهید خیابانی در تبریز و حرکت میرزا کوچک جنگلی در گیلان، هماهنگ شدند، اگر دعاوی پست شخصی بود هرگز به این کار رضا نمی دادند ولی چون حرکت اسلامی بود، آرمان پاک و خدایی بود و حرکتی در راه مصلحت ملت مسلمان ایران به شمار می رفت به سوی هم دست دراز کردند. آری متحد جان های شیران خداست. میرزا کوچک خان، مسلمان آگاه و مجاهدی بود که با سابقه طلبگی و شناخت اسلام درصدد تشکیل سازمانی برآمد تا نفوذ بیگانگان را از کشور اسلامی ایران قطع کند و به نابسامانی های جامعه پایان بخشد و حق و عدالت را بر کرسی نشاند. مردی که در هر مورد و مقام از تبلیغ مردم به پیروی از حق و عدالت و انسانیت فروگذار نمی کرد، میرزا در تمام مدت نهضت جنگل یک قدم برخلاف دیانت و حب وطن برنداشته و یک روشنفکر مذهبی بود.
عقیده دینی وی چنین بود آنگاه هم که می خواهد برای خدا قیام کند، از هیچ چیز فروگذار نمی کند، جانش را در این راه می گذارد، اول مسئله دینی، دوم اتحاد اسلام، سوم دست دراز کردن به سوی علمای مجاهدی که با او همفکر بودند، همسویی داشتند یعنی منطق آنها هم منطق امیرالمؤمنین (ع) بود میرزا در مقابل استبداد و استعمار همچون کره استوار ایستاد و نتوانست ستم به محرومین و تجاوز به یک سرزمین اسلامی را تحمل کند، به وعده ها و امتیازهای سردمداران آن روز و حکام گیلان اعتنایی نکرد، میرزا را باید از مظلومیت بیرون آورد، مردی که دوستانش نقل کرده اند وقتی امام جمعه لیمنجول (در حوالی رودسر) به وی پیام داد که هدفت چیست و چه می خواهی؟ در جواب یک کلمه گفت: نظر من پیاده شدن احکام فراموش شده اسلام است، میرزا با این عقیده قیام کرد حالا دیگران می خواهند سوء استفاده کنند و چهره نورانی او را با آن اعلامیه ها و حرفهایش به خودشان ببندند، نمی توانند زیرا برای خدا قیام کرد: ان تقوموا لله مثنی وفرادی. (برگرفته از بیانات آیة الله محفوظی در اجلاسیه بزرگداشت میرزا کوچک خان جنگلی (آذر 1368) )
9. میرزا یحیی دولت آبادی (نویسنده و از پیشگامان فرهنگ نوین در ایران و ازجمله مشهورترین و بزرگترین رجال سیاسی عصر مشروطه پس از آن )
میرزا یحیی دولت آبادی در خاطرات خود این مبارز مسلمان را چنین وصف کرده است: میرزا کوچک خان یکی از مجاهدین گیلان است در این وقت سالش به ظاهر میان پنجاه و شصت است مردی است قوی بنیه سیه چرده، موی سر و صورتش انبوه، دارای اخلاق نیکو و در عین صلح و سلامت خواهی سلحشور دوستدار عالم اسلامیت و طرفدار استقلال و آزادی ایران و مخالف حکومت های استبدادی خودی و بیگانه، این شخص قوه ای از مجاهدین فراهم آورده جنگل گیلان را اقامتگاه خود قرار داده به خیال خویش راه قشون کشی روس را به ایران تنگ نموده است. این شخص بیشتر از مجمع اتحاد اسلام که در بادکوبه بوده تشویق می شده، عثمانیان هم که طرفدار اتحاد اسلام هستند به وی توجه داشته اند آلمان ها هم در ضمن تحریکات که در ایران بر ضد روس و انگلیس می کرده اند در تشجیع قوه جنگل نیز کوتاهی نداشته اند ولی میرزا کوچک خان با وجود استفاده نظامی که از آنها می نموده است اسلامیت خود را از دست نمی داده، بیگانه را بیگانه می دانسته است هر که بوده باشد چنان که روس ها مکرر خواستند او را تطمیع کرده به دام بیاورند و فریب آنها را نخورد. (حیات یحیی، یحیی دولت آبادی، ج 4 ص 94- 93. )
وی در جای دیگر می نویسد: میرزا کوچک خان مردی پاکدامن بود و در طی انقلاب که حکومت ملی دچار مخاطره گشت این مرد باغیرت اردویی تشکیل داد و چند سال در مقابل تجاوزات خارجی و حوادث داخلی ایستادگی کرد، نه تطمیع او را از خیال خود بازداشت و نه تهدید. (حیات یحیی ، یحیی دولت آبادی ، ج 4، ص 278- 277. )
10. عبدالله مستوفی (از نویسندگان معاصر)
میرزا کوچک خان مرد مسلمان و متنسک بوده و در انقلابات چند ساله گیلان در ضمن جلوگیری از تطاول قشون روس و انگلیس خدمت های ذیقیمتی به اهل ولایت خود کرده است. تقدیر چنین بوده که میرزا کوچک خان وارد سیاست شده و با اخلاق نیک جبلی خود که از تعلیمات مذهبی پاک تر و صاف تر هم شده بود عده ای دور خود جمع کرده و مدت چهار پنج سال یک ناحیه مهم کشوری را از تعدی و تجاوز خارجی حفظ کند... در مورد این مرد پاک که مساوات مسلمانی را در تمام کارهای خود کاملا رعایت می کرده، و با افراد خود یک جور غذا می خورده و یک جور لباس می پوشیده و همواره فکرش این بوده که قدرتی را که روزگار برایش تدارک دیده است در راه خیر جامعه بکار اندازد ترحیم می کند زیرا این مرد را شخص پاک و مسلمان بی آلایش بجا آورده ام، نامش زنده و جاوید باد. (شرح زندگانی من، عبدالله مستوفی، ج 3، ص 365- 364. )
11.دکترمهدی ملک زاده (از نویسندگان معاصر)
دکتر مهدی ملک زاده، فرزند ملک المتکلمین، خاطر نشان می نماید: میرزا کوچک خان به داشتن اراده، آزادمنشی، قوه استدلال و قدرت تفکر در میان طلاب معروف بود (او) یکی از مجاهدین حقیقی و یک فرد مؤمن بود، سربازی آزاده بود و در هر مورد و مقام در تبلیغ مردم به پیروی از حق و عدالت و حقوق انسانیت فروگذار نمی کرد، پس از آن که در جرگه مجاهدین مشروطه خواه وارد شد از گرفتن جیره و مواجب خودداری نمود.( سردار جنگل، ص 446- 445; تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ج 2، دکتر سید جلال الدین مدنی، به نقل از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج 5، دکتر مهدی ملک زاده. )
12.منشور گرکانی از محققين و نويسندگان معاصر:
منشور گرکانی که در خصوص سیاست خارجی شوروی در ایران و رقابت این دولت با انگلیسی ها تحقیقاتی به عمل آورده است، میرزا کوچک خان را چنین معرفی می کند: یکی از آزادی خواهان واقعی و بامسلک که حقیقتا برای نجات ملت ایران - نه برای جاه، مقام، هوس، وکالت و وزارت - از گیلان قیام کرده و همراه مجاهدین مشروطه طلب به تهران حمله و محمد علی شاه مستبد را بیرون کردند میرزا کوچک خان جنگلی نام داشت این مرد در تهران مسجد محمودیه جنب خیابان سیروس به نام طلبه علوم قدیمه کسب علم می کرد و به این جهت بسیار مقدس و با وجدان بود. (رقابت روسیه و انگلیس در ایران، محمدعلی منشور گرگانی، به اهتمام محمدرفیعی مهرآبادی ص65. )
13.احسان الله خان
احسان الله خان به دلیل اختلاف فکری و عقیدتی از میرزا کوچک خان جدا شد و حتی با او جنگید با این وجود نتوانست واقعیتی مسلم را در خصوص شخصیت این مرد مقاوم مورد انکار قرار دهد و اقرار کرد: میرزا کوچک خان در شمال وجهه ملی داشت و یکی از مجاهدین شجاع، باشهامت و بسیار صالح بود که در تمام طول عمر و خدمتگزاری در راه انقلاب با داشتن آن همه اقتدار مرتکب هیچ گونه دزدی، اختلاس و استفاده شخصی نشده برای خودش یک شاهی هم برنداشت. ژنرال دونسترویل هم که از دشمنان جدی میرزا کوچک خان بود و قوایش چندین بار با وی جنگیدند در خصوص این مجاهد مسلمان می نویسد: نهضت جنگل از طرف میرزا کوچک خان انقلابی معروف که یک ایده آل با شرف و منصفی است تشکیل یافته (است) و در جای دیگر می گوید: امثال این مرد در ایران کمیاب است ولی راجع به طرز نگرش او چون بر علیه انگلستان است اظهار تنفر می کند. ( رقابت روسیه و انگلیس در ایران محمد علی منشور گرکانی، به اهتمام محمد رفیعی مهرآبادی، ص 65. )
14.میرزا در کلام همسر
یکی از عواملی که تا حدودی از دردها و آزردگی های میرزاکوچک خان می کاست، وجود همسر وفادار، مقاوم و صبورش می باشد میرزا کوچک خان جنگلی در آخرین دیدار، چشم در چشم اشک آلود همسرش می دوزد و درد دل می کند. همسر میرزا نیز چنین می گوید: «من که به مراتب فرزانگیات آگاهم، از آنچه بر من گذشته تاسفی ندارم و از آنچه بر من وارد خواهد شد نیز راضی ام؛ زیرا به خدای عادل و رئوف توکل دارم و همه پستی ها و بلندی ها و تحولات را از سرچشمه مشیت او می نگرم. من بازندگی ساده و شرافتمندِ توأم با فقر و قناعت خو گرفته ام و چون آمیخته به ریا و تصنع نیست، آن را محبوب و لذت بخش می شمارم و معتقدم بهترین لذت جهانی هستی، راحتی روح و آسایش وجدان است».
همچنین ایشان در این دیدار گفت: اوضاع ما از همه جهت مغشوش و نامعلوم است. خطر از هر سو تهدیدمان می کند و در معرض طوفان حوادث هستیم. تو جرمی نداری جز اینکه همسر من هستی و سزاوار نیست بی سرپرست و بلاتکلیف بمانی و زندگی ات سیاه و تباه گردد. حیف است هنوز از گلستان زندگی گلی نچیده، دچار خزان حوادث شوی و از طراوت بی بهره بمانی در حالی که طلاق حلاّل این مشکلات است و تو پس از طلاق به حکم شرع مجاز خواهی بود زندگی نوینی برای خود تدارک ببینی.
همسرش گفت: من این پیشنهاد را نمی پذیرم زیرا مایل نمی باشم به پیمان شکنی و بی وفایی متهم شوم. قبول این تکلیف به معنای تن دادن به ملامت های مردم است. آیا نمی گویند هنگام اقبال روزگار با شوهرش بود اما زمان مصایب ناساز گشته است؟! نه، تسلیم چنین امری برایم گوارا نمی باشد. من هنوز تو را روی پله های شهرت و افتخار می بینم. (سردار جنگل، ص387؛ میراث ماندگار، ج اول، ص149؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، حسن مرسلوند، ج5، ص309؛ تلاش آزادی، باستانی پاریزی، ص336. )
15.پروفسور شاپور رواسانی (دکترای علوم سیاسی از دانشگاه هانوفر آلمان )
تا جایی که من از زندگی میرزا کوچک اطلاع دارم مسلمان معتقدی بود و تا جایی که میتوانست در احوال شخصی و اصول اهدافش انسان معتقدی بود. برخورد نکردم به نکتهای که میرزا خواسته باشد کسی یا گروهی را با موعظه یا تبلیغ یا رفتار سیاسی وادار به کاری کند. وقتی هم که سوال کردند از او که هنگامی که بر سر کار بیایی چه میکنی گفت وقتی ما تهران را تصرف کردیم نمایندگان مردم نوع حکومت را تعیین خواهند کرد. او به هیچ عنوان درباره نوع حکومت اظهارنظر نکرد......
نامههای میرزا بسیار موقر، متین و سیاسی است اما کوشش نمیکند با کمک آیات و احادیث یا نقل قول مذهبی برای خودش یا دیگران موقعیتی ایجاد کند. از آن گذشته در زندگی سیاسی خودش از همراهان انتظار داشت که صادقانه برای مبارزه با استعمار و استبداد مبارزه کنند و به همین علت من ندیدم که به دیگران تکلیف دینی یا مذهبی کند، چون خودش را یک طلبه میدانست، وقتی یک نفر طلبه است با مجتهد فرق دارد.
16. آقای فتح الله کشاورز (محقق و گردآورنده اسناد نهضت جنگل )
شايد بتوانم بگويم ميرزاي جنگلي به امامان معصوم و بيش از همه به امام حسين عليه السلام اقتدا مي کرد. در بيشتر حملاتي که انجام مي داد، يا هنگامي که مورد تهاجم قرار مي گرفت، به قيام امام حسين عليه السلام استناد مي کرد و مي گفت: «پيش مي رويم، يا کشته مي شويم و به راهي مي رويم که امام حسين عليه السلام رفت، يا پيروز مي شويم».
ما معتقديم که پاي بندي ديني و مذهبي ميرزا تنها به دوران طلبگي او مربوط نمي شود، بلکه در مقام مديريت نهضت به عنوان يک اصل مورد توجه او است و شواهد تاريخي نيز اين انگاره را تأييد مي کند. از نامه هاي موجود ميرزا به روس ها همين مطلب اثبات مي شود. او از ابتدا با تبليغ مرام کمونيستي در ايران، مخالفت آشکار و صريح کرد؛ در حالي که هدف عمده روس ها تأثيرگذاري افکارشان بر مردم ايران بود. ميرزا به هيچ وجه زير بار خواسته ي آن ها نرفت و به آن ها اجازه تبليغ نداد، بلکه شدت مخالفت او تا آن جا بود که طرفداران روس ها برايشان پيغام فرستادند که ميرزا زير بار نمي رود و همراهي نمي کند. ميرزا شش دانگ حواسش جمع اين قضيه بود.
بعد مديريتي ميرزا بسيار برجسته و بارز و از ظرفيت و پختگي عميق برخوردار است؛ از همين رو افراد با گرايشات مختلف دور او جمع مي شدند. توانايي جذب افراد مختلف با سليقه ها و افکار گوناگون حول محور هدف مشترک، کار هرکس نيست. اگر نهضت به نتيجه نرسيد، ربطي به ضعف هاي ميرزا ندارد و نبايد علت را در ضعف شخصيتي، يا مديريتي ميرزا جست و جو کرد؛ همان گونه که امام حسين عليه السلام خودشان را مأمور به انجام وظيفه مي دانستند و برايشان مهم نبود که نتيجه چه خواهد شد، ميرزا نيز با تأسي به مولايش همين کار را کرد. او ايمان داشت که بايد با تجاوز خارجي و بي کفايتي حکومت داخلي مقابله کرد، ولي مهم نيست که اين تلاش به نتيجه برسد، يا نرسد، بلکه هدف اين است که وظيفه را دنبال کند، البته نمي توان گفت که نهضت جنگل به نتيجه نرسيد؛ چرا که تأثيرات بسيار مثبت در کشور و تاريخ ما داشت. جنگلي ها به کشور خدمت زيادي کردند. در اين راه آدم هاي مخلص و صالح آمدند، و در راه خدا گمنام جنگيدند و گمنام کشته شدند، اما خون پاک آن ها، بر جريان هاي بعدي تأثير گذاشت.
موفقيت هاي نهضت جنگل مديون صلابت و پايداري اعتقادي ميرزا است. او انساني صددرصد معتقد به مباني ديني و حفظ استقلال کشور بود. طبق قرارداد 1907 استقلال ايران زير پا گذاشته شد و کشور از هر سو مورد تهاجم قرار گرفت. براي ميرزا دو رکن اصلي در حرکت جنگل مهم بود:
1. پياده کردن اصول اعتقادي،
2. حفظ استقلال کشور؛ و به همين خاطر شوروي نتوانست به هدفش برسد. او از اين نظر زبان زد مردم گيلان بود. ميرزا هر کاري که مي خواست انجام دهد، ابتدا استخاره مي کرد. هر درگيري و جنگي که پيش مي آمد ميرزا به قرآن و روايات و دستورات ائمه استناد مي کرد. براي مردم مشخص بود که راه ميرزا از اعتقادتش نشأت مي گيرد. ( ماهنامه ياران شاهد، ويژه سال روز شهادت سردار جنگل ميرزا کوچک خان جنگلي، ش 13، آذرماه 1385.)
17. چارلز ماري، مبلغ مسيحي مقيم رشت
ميرزا كوچك خان جنگلي نزد چهرههاي خارجي عصر خود نيز ارج و منزلت خاصي داشت. این مسیحی ، كوچك خان را يك قهرمان واقعي ميدانست. وي ميگويد: «ميخواهم كلامي دربارة ميرزا كوچكخان بگويم. صرفنظر از درست يا نادرست بودن آرمانهاي اين مرد، به اعتقاد من او انساني باوجدان، وطنپرستي صادق، و مردي با صفات پسنديدة بسيار است. او سعي داشت رشوه، غارت، شورش، و بسياري از چيزهاي ديگر را كه از صفات قواي مسلح در ايران بود ريشهكن كند. او قواي خود را منظم و تابع قانون نگاه داشت. همچنين جان و مال اشخاصي كه نميجنگيدند از دست او در امان بود. بعد از نبرد منجيل شايعات فراواني بر سر زبانها افتاد كه كوچكخان به عبث بودنِ جنگ پي برده و تلاش ميكند تا همقطارانش را از جنگيدن باز دارد، ولي كسي به حرفش گوش نميكند. طرفدارانش او را بيشتر نه به خاطر تهور و توانايياش در جنگ، بلكه به خاطر مهربانيش، عشقش، صداقت بيشائبهاش، دغدغهاش براي رفاه و سعادت كشور، عدالتش و حقيقتجويياش تحسين ميكنند. چندين افسر انگليسي را ديدهام كه اين مرد را تحسين ميكنند و برايش احترام قايلند ( منبع: مجله نامه ي جامعه/ گرد آوری:گروه بزرگان و مشاهیر تبیان زنجان )
18. فرنسيس وايت، دبير سفارت آمريكا
وايت دربارة كوچكخان نوشته است: «كوچكخان، بنا به عقيدة عموم، مردي فرهيخته است، و شديداً با چيزي كه بدرستي اقدامات تحكمآميز انگليس در ايران ميداند مخالفت ميكند. او عضو حزبي موسوم به دموكرات، و مردي صادق و وطنپرست به نظر ميرسد كه شخصيت باصلابتي دارد» حتي در ميان انگليسيها هم كساني بودند كه كوچكخان را تحسين ميكردند، از جمله ماژور ام. اچ. دانوهو: «كوچكخان يك ايراني فرهيخته و آدابدان، با شجاعت، پرجذبه و با صلابت است. علاوه بر اين، او بخوبي با نهادهاي سياسي اروپا و علم مملكتداري غرب آشناست.
او كه تجسم «ايران جوان» مبارز است، خود را پيامآور اصلاحات ميداند. او كه دكترينِ مليگرايي ايراني در عامترين معنايش را تبليغ ميكند، اعلام كرده است كه دشمن سرسخت و آشتيناپذير حكومت ظالمانه در داخل و مداخلة قدرتها از خارج كشور است. ... قواي تحت فرمانش، كه اونيفورم خاص خود را دارند، خيلي سريع افزايش يافت و طولي نكشيد كه كوچكخان بقدري قدرت يافت كه توانست از فرامين تهران و دولت ضعيفش سرپيچي كند. ... جنگليها، يعني پيروان كوچكخان، خيلي زود در نبرد سنگرها زبده شدند.
آنها با انتخاب يك موضع دفاعي خوب، سنگرهايي در طول جادة منجيل به رشت آماده كردند، و پيشقراولان جنگلي سرپلِ منجيل را در كنترل خود گرفتند. ...
كوچكخان، آنطور كه ايرانيها ميگويند، مردِ صادقي بود، كه شور وطنپرستي هم در وجودش داشت.
بروم برژه (رئیس انجمن ایرانشناسی فرانسه)
« در اذهان مردمی، میرزا کوچکخان به صورت نوعی «رابین هود» تجسم مییابد که با ظاهر، نحوه کردار و رفتارش، هویت منطقه را نمادین میسازد. ترانههایی در ستایش چشمان آبی روشن او توسط مردم شمال ایران فراوان سروده شده است. میرزا به گیلکی سخن میگفت و به سان تالشان یا گالشان (دامداران کوهستانهای خاور گیلان) لباس میپوشید؛ شلوار و کتی از جنس شال، پارچهای دستباف محلی با ظاهری زمخت، پاتاوه (نوارهایی به عنوان ساقبند) و چوموش (چاروقهایی از چرم گاو) شاخصهای جامه محلی در بر میکرد. حافظۀ مردمی از نقش او به مثابه دادگر که حساسترین مسائل را (روابط با مالکان، اختلافات بر سر آبیاری...) مستقیماً در میدان عمل فیصله میداد و یا از نقش او در مدرن کردن استان (راهسازی و مدرسهسازی و غیره) یاد میکند. از دیگر سو، میرزا و جنبش او به صورت تنگاتنگ با جنگل و جایگاه نمادین آن وابستهاند. جنگل مأمن و مکان آزادی است که میتوان در صورت تعقیب یا از شرّ بیعدالتیها بدانجا پناه برد؛ کاری که میرزا به دفعات، هنگام بروز کدورت و کشمکش (به ویژه با بلشویکها) بدان دست زد. اصطلاحی در میان روشنفکران منطقه برای بیان این غوغای درون روح و این عزلت از سر سرخوردگی در مأمن جنگل رایج است و آن «جنگلزدگی» است. شخصیت میرزا تجسم این تخیل محلی است که با آزادی و طغیان همساز است.
هیچ کدام از اهداف اعلان شده از سوی رهبران جنگلیها حاوی درخواستهای خاص منطقهای نیست. برنامهها و اعلامیههای ارائه شده توسط جنگلیها در بردارنده خواستههای کلی است: اخراج نیروهای اجنبی، مبارزه با استبداد و ظلم، رفاه عمومی و توزیع عادلانه ثروت.
.....در گیلان، دست کم در جلگه و کوهستانهای مرطوب مرکز استان، مردم خاستگاه فرهنگی مشترکی را بازشناسایی کردند که در ظاهر و نحوه زندگی رهبران، به ویژه میرزا تجسم مییافت و این موضوع نقش تعیینکنندهای در اشاعه و مشروعیت جنبش بازی کرد: میرزا که گیلکی حرف میزد، با مسائل خاص دهقانان گیلانی آشنا بود، به سیاق جنگلنشینان لباس میپوشید، الگوی آشنایی بود که مردم فرودست منطقه خود را در آن باز مییافتند. در یک تعاونی جنگلی، لباسهایی از جنس شال، نوعی پارچه زمخت، برای میرزا و افرادش شلوار، کت و شنلی شبیه جامه چوپانان دوخته میشد. مضمون جنگل در تخیل جمعی منطقه طنینی خاص دارد، از این رو همین جنگل در نام جنبش میدرخشد و میرزا از آن به مثابه آخرین راه بهره میجوید و هنگام بروز بحران بدانجا پناه میگیرد. نهضت جنگل و رهبر آن بیشک از جمله نمادهای عمده هویت منطقه هستند و چهره «راهزن دوستدار جامعه» که به خوبی با مردم خود عجین شده را میپذیرد.
20. پروفسور یان ریشار، ( استاد بازنشسته ایرانشناسی دانشگاه سوربن نوین و مدیرسابق انجمن ایرانشناسی )
«میرزا کوچکخان از میراث فکری و سیاسی جمالالدین اسدآبادی، الگوی اتحاد اسلام و آرزوی آزاد ساختن جوامع اسلامی از یوغ استعمار را درک کرده و باور داشت. از این لحاظ، مبارزۀ میرزا کاملاً در خط یکی از گرایشهای اصلی مشروطیت بود.»
« میرزا که از نزدیک ظلم طبقۀ اشراف در این منطقه را دیده بود، نسبت به گفتارهای سیاستمداران آن زمان واکنش منفی چشمگیری داشت. وطنپرستان ملی ایرانی در زمان جنگ جهانی اول دشمن روسیه و انگلیس بودند و در پی استقلال کوشا بودند.»
21. دکتر افشین پرتو ، (فارغالتحصیل رشته تاریخ از دانشگاه مسکو و پژوهشگر تاریخ گیلان )
«انديشه ميرزا، اندیشهای نو بوده و برهمریزنده بساط آزارهنده استعمار انگلیس، بدون اندیشیدن به سرانجام آن. همانگونه که بسیاری از پیوستگان به بلشویسم بعدها از آن جدا گشتند. آزاداندیشی و استعمارستیزی شکل گرفته در اندیشه او راهی جدید در برابرش مینهد و او را به فردی در جستجوی راهی نو برای دستیابی به خواستۀ اندیشمندانهاش تبدیل میکند و پا نهادن او به هیاهوی برپایی نهضت جنگل برای دستیابی به خواستههای اندیشمندانۀ اوست. او نواندیشی است در جستجوی یافتن راهی برای رسیدن به خواستههایش و خواستههای جامعهاش.»
22. ميرزا از منظر فریدون شایسته ( نویسنده کتاب «جنگل از آغاز تا فرجام )
میرزا کوچکخان میخواست اهداف مشروطه در سراسر ایران پیاده شود حتی در تایید نهضت جنگل ما میتوانیم به حرف ژنرال دنستربیل استناد کنیم که عامل سرکوب نهضت جنگل از سوی انگلیسیهاست. او در خاطراتش بعد از دیداری با میرزا تحلیلی از شخصیت وی ارائه میدهد و میگوید: «در جامعهای که شرافت، مقدس، آسمانی و دستنیافتی است در میان رجال آلوده ایران، میرزا کوچک را میتوان شریفترین رهبر و مبارزه سیاسی امروز ایران دانست.»
آنها که ايمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهايشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پيروز و رستگارند.